« خيلي دور... خيلي نزديك | Main | فرنچ تست »
چهارشنبه 13 دی 85 :: January 3, 2007
نگاه
امروز صبح زود رسیدم شرکت. در قلعه حیوانات یک جلسه مهم داریم. در ضمن سه پروژه جدید گرفتهایم که باید لیاقت خودم را ثابت کنم و بنابراین بعد از این باید مثل آدم کار کنم. زود بیایم و دیر بروم.
برنامههای روزمره زندگیام دوباره روی روال خود افتادهاند. کتابخواندن و کلاسهای جورواجوری که از این هفته دوباره شروع خواهند شد و کار که بهترین داروی هر درد بیدرمانیست.
خوبی خدا را خواندم. یک هفته قبل. عالی بود. تنها مجموعه داستان کوتاهی بود که بهمعنای واقعی عالی بود. همه داستان هایش را دوست داشتم.
درحال حال حاضر یک کتاب پلیسی علمی تخیلی میخوانم. بهنام نقطهفریب. خواندنش کمی حس خریت بهم میدهد. ولی بهاین حس نیاز دارم ونوعی درمان برایم حساب میشود. نوشته دن براون است که راز داوینچی را نوشته. حالا که فکرش را میکنم میبینم که از آنهم خوشم نیامده بود انگار.
یک سی دی عشقی برای خودم ضبط کردهام توی شرکت. مجموعهایست از اینها:
بودابار یونانی
ملاممدجان پوران
مهتاب ویگن
بازگشته دلکش
فایو هاندرد مایلز
برگیسویت کمتر زن شانه
پاییز پری زنگنه
تو ای پری کجایی
مراببوس
شب مییای .. سرشب مییای بهخوابم
خيلي دور... خيلي نزديك
مشخص است که سرحالم .. نه؟
چقدر دلم بوی عود میخواهد الان.. و برف.. و کمی تاریکی اتاق.. یک لیوان شیر قهوه.. و بعد کار خواهمکرد تا خود شب.
Posted by froogh at January 3, 2007 8:40 AM
نظر
اون ملاممد جان رو یادت نره برا من کپی کنی فروغ جان
. آهنگ دوران نوزادی منه
فروغ:
یادمه. کپی هم کردم. ولی یه شنبه من نیستم. چجو.ری بهت بدم؟
Posted by: پدرام at January 5, 2007 8:35 PM
عجب کلکسیون موسیقی!!!!
Posted by: آورا at January 3, 2007 10:52 PM
زمین به دور خدا
ماه به دور ما
ما به دور هم
عشق را دوره می کنیم
بچرخ تا بچرخیم
فروغ جان(درسته که این شعر به نوشته تو هیچ ربطی نداره ولی خدایی قشنگه)نه تو بگو قشنگ نیست
فروغ:
چرا..قشنگه :)
Posted by: مهدی at January 3, 2007 10:30 PM
salam doste aziz , movafagh bashi doste man , nothing matters expect live , adios amigo
Posted by: سعيدرضا خساره at January 3, 2007 9:55 PM
حس قشنگ زندگی ؛ دوباره زندگی و شاید هم همیشه زندگی تو نوشته ات جاریه
شاد و پایدار باشی
Posted by: منتظر at January 3, 2007 7:32 PM
با اين همه حس هاي لطيف و زيبا جاي هيچ درنگي نيست مگر زماني اندك براي پوست انداختن -عادتهاي رنگارنگ هم اگر يكنواخت بشن باعث سكون ميشن فروغ عزيزم
Posted by: lonely at January 3, 2007 6:19 PM
البته نیک بروان تو ضمیر ناخودآگاهت بوده ... چون نیک بروان با محمدجواد لاریجانی (اخوی بزرگ) جلسه کاری میذاشتن تو قلعه حیوانات
فروغ:
:))
Posted by: علیمان at January 3, 2007 5:35 PM
هان اين کتابهای دن براون (نه نيک براون!!) مرا هم دو سه ماهی سر کار گذاشت و هر چهار تا کتاباش را خواندم: رمز داوينچی، نقطهی فريب، دژ ديجيتال و فرشتگان و اهريمنان. اين آخر مقدمهی رمز داوينچی است و چهارچوباش و شخصيت اصلیاش شبيه اولی است.
فروغ:
مرسي اصلاح مي كنم. آخه سركار هستم و اسم درستش يادم نيومد هرچي فكر كردم.
Posted by: داريوش at January 3, 2007 4:10 PM
سلام. جدی میگم الان خیلی بهتره. نوشتن متنهای اجتماعیت حتی اگه زندگی روزمره باشه به یه شوق همراست که خیلی خوبه!!!.. راستی در حرفهای سوخته مطلبی گذاشتم با عنوان "دنیای سخت ما" که بی ربط به مطلب شما نیست. به امید موفقیت و پیروزی
Posted by: mahmood at January 3, 2007 2:11 PM
این نوشتت حس خیلی خوبی یه من داد! ممنون!
Posted by: اروس at January 3, 2007 12:10 PM
دختر جون امروز کلی یادت کردم. نمی دونم چرا یاد خونه ات افتاده بودم. با یکی از بچه ها حرف زدم. ازش پرسیدم خونه ات قشنگه؟ گفت آره. مطمئن بودم. :)حالا هم که حالت خوبه جدا خوشحالم. چند تا از این آهنگ ها تو من هم دارم. بقیه اش رو هم پیدا می کنم. دلم برای قلعه حیوانات هم تنگ شده. برای دور هم جمع شدن. باز دارم ناله می کنم :) مواظب خودت باش
Posted by: maryamgoli at January 3, 2007 10:52 AM
من هم سی. دی. ! به خصوص اون شب میایی، سر شب میایی رو خیلی دلم می خواد بشنوم ببینم چقدر به مال خودم شبیه.
Posted by: پیمان at January 3, 2007 10:21 AM
دلم دقیقا چنین سیدی عشقیای میخواهد! از کجا باید پیدا کرد حضرت؟
فروغ:
از خود حضرتم :) مي تونم رايت كنم .
Posted by: و غیره! at January 3, 2007 9:35 AM
سلام ....این خوب است که جلسه مهم دارید و خوبتر اینکه خوب هم از عهده اش بر می آئید ....از وقتی فهمیدم متولد 7 تیر هستید نوشته هایتان را می خوانم خب یک جورایی هم روز و هم ماهی هستیم و این را دوست دارم ...یعنی عدد 7 برایم مقدس است .......راستی مجموعه قشنگی را انتخاب کردی برای شنیدن عاشقانه ها .....تا خود شب سر حال باشی ...موفق باشی فروغ جان
Posted by: ساناز at January 3, 2007 9:20 AM