« من بلندتر از هر بلند بالایم | Main | خودم می دونم که دیوونه ام .. شما به روم نیارین :) »
شنبه 9 دی 85 :: December 30, 2006
ایاک نستعین
شما خدای مرا ندیدید؟ تا دو روز پیش کنارم بود. می خندید. باهش عشق می کردم. حرف می زدم. دستش را روی شانه ام گذشاته بود و می گفت : نترس دختر، خودم حواسم بهت هست..
خدایم کو؟ کجا رفت؟ یکی بهش بگوید من خوابم نمی برد و خیلی خیلی از شب زمستانی می ترسم.
Posted by froogh at December 30, 2006 12:14 AM
نظر
مردی از حلاج پرسید راه به خدا چگونه است ؟ گفت : راه بین دو کس یا دو چیز باشد > وقتی به جز خدا وجود دیگری نیست راه دیگر چه خواهد بود!(فروغ عزیز مدتهاست که خدا را فراموش کرده ام و الان یادم اومد که یه روزی چقدر بهش نزدیک بودم
Posted by: مهدی at December 30, 2006 10:20 PM
خدایت می گوید:
1 فقط برای امروز خشمگین مباش
2 فقط برای امروز نگران نباش
3 فقط برای امروز مهربان باش
4 فقط برای امروز به من اعتماد کن
فقط برای امروز..می توانی؟ چیز زیادی نیست فقط برای امروز
Posted by: شبرو at December 30, 2006 9:38 PM
سلام فروغ جان
بهت نزدیکه فقط گاهی وقتها غبار غم و گرد و خاک غصه ها درست نمیذاره ببینیش
این جور وقتها صداش کن
هم تو اونو پیداش می کنی
هم اون تو رو
Posted by: منتظر at December 30, 2006 6:24 PM
دخترك دنيا همينه "آمدن و رفتن نهايتش خراشي بر قلب
اين ميمونه ( دل زخمي رو ميگم )
تازه اول راهي اينقد از اين خراشها.....
اما دخترك زماني ميرسه كه تنها دل خوشيت فكر كردن به اين زخماست
عزيزم صبور باش و از زخمي كه بر دلت هست مسرور باش
خيلي ها حتي خراشي بر قلبشون نيست و وقتي تنها ميشن نمي دونن به چي بايد فكر كنند
Posted by: محسن at December 30, 2006 1:47 PM
خوب نگاه کن ؟ شاید خیلی خسته بودی ، تو رو گذاشته روی شونه اش ، کول ات کرده ، واسه همینه که نمی بینی اش . اون افسانه برزیلی رو که شنیدی ؟!
Posted by: مریم - شمعدانی ها at December 30, 2006 12:02 PM
khoda dar paye yek najvaye toost....ye sedaye koochak ta oo nahan shavad bar to , yek seda mesle sedaye YEK BOOSE KOOCHOOLOO......behesh begoo cheghadr doosesh dari.
Posted by: lonely at December 30, 2006 11:09 AM
اتفاقاً همين الآن خدا داشت به من میگفت مزاحم من نشید من گرفتار اين فروغام اين روزها. کار اضطراری اگر داريد بسپاريد به ملائک مقرب درگاه!
خدایات هست. خوب هم هست. فقط کمی ساکت است. کارهایاش را بی صدا دارد میکند. اميدوارم خودش خوب از پس کارهایاش بر بيايد!!!
Posted by: داريوش at December 30, 2006 3:08 AM
valaho khayron hafezan va hova arhamarahemin
Posted by: sahar at December 30, 2006 3:05 AM
فروغ نگاه كن!به جاي اينكه چشماتو ببندي و غر بزني خوب نگاه كن.از رگ گردن بهت نزديك تره
Posted by: tina at December 30, 2006 1:26 AM
اتفاقاً دیدمش . اونم میگفت فروغک منو ندیدی . چند روزه گم ام کرده . بهش بگین من همون جام . اگه بیاد حتماً پیدام میکنه
Posted by: Godfather at December 30, 2006 12:42 AM