« پشت صحنه | Main | بیا با من به بی رحمی زندگی دهن کجی کن »
شنبه 2 دی 85 :: December 23, 2006
یکی برایم قصه بگوید .. من خوابم نمی برد..
شب هایی هست در زندگی که نه ماه را می بینی و نه خدا را ..
شب هایی هست که به خوبی خدا شک می کنی.. و حس می کنی حتی خدا هم تنهایت گذاشته..
شب هایی هست که تنهایی واقعیت دارد و راهی جز قبول این واقعیت نداری..
شب هایی هست که می فهمی آدم هایی مثل تو همیشه تنهایند.
حتی اگر بهترین قصه گوی عالم باشی برای زدودن تلخی این شب ها قصه ای برای گفتن نداری.
Posted by froogh at December 23, 2006 10:15 PM
نظر
ماههاست قصه ای برای گفتن ندارم ...
Posted by: حدیثه at December 24, 2006 8:15 PM
چشمانی را که زیباتر می بیند ... دستانی را که بهتر مهر می ورزند... و گمان پاک ترم را مدیون توام
فروغ عزیز دوستت دارم
Posted by: مهدی at December 24, 2006 6:54 PM
شب هايي هست كه با صدتا «شب به خير» هم به خير نمي شود...
Posted by: simsayyar at December 24, 2006 4:27 PM
دلم که می گیرد ،
دیوار هیچ بهانه ای کوتاه تر از تنهایی ام نیست
بهانه اش می کنم ،
و از او که نمی دانم کیست ،
عاشقانه شکوه می کنم
که می دانم ،
هیچ چیز جز عشق ،
مرهم دلتنگی هایم نیست.
1383.6.6
Posted by: یاسمن at December 23, 2006 11:52 PM
تنهایی ام را با تو قسمت می کنم سهم کمی نیست
گسترده تر از عالم تنهایی من عالمی نیست
شب فرا می رسد
و چادر سیاهش را بر سر آسمان می کشد .
ابرهای تیره و غبار گرفته ؛ ستاره ها را پنهان می کنند ...
دخترک از پشت پنجره به آسمان نگاه می کند
به دنبال سهم خویش می گردد.
سهم او شاید ستاره ای است که هیچ گاه آشکار نمی شود ...
زیر لب زمزمه می کند :
" امشب هم گذشت و کسی ما را نکشت "
Posted by: منتظر at December 23, 2006 11:08 PM
salam in shabha siahishoono gahi bar zendegi migoostaroonan vali nabayad in shabha shabe yalda beshan tanha rahesh shekastane in shabhast.midoonin tajroobe man chie bayad to khoodetoon doonbale dalilesh begardin.man kheili bahash ghahram kardam vali kheili mehraboone ...nabinam dep zade bashin.hamishe shad bashin frooghe aziz
Posted by: lonely at December 23, 2006 10:27 PM