« یکی برایم قصه بگوید .. من خوابم نمی برد.. | Main | من پروانه توام.. »
یکشنبه 3 دی 85 :: December 24, 2006
بیا با من به بی رحمی زندگی دهن کجی کن
زندگی ادامه دارد. همهچیز در زندگی آدم میآید و میرود اما زندگی راه خودش را میرود.. محل نمیدهد که من در این لحظه دلم میخواهد بیایستد یا تندتر برود .. با سرعت خودش جاریست..
من میتوانم سرراهش را بگیرم. دعوا کنم. داد بزنم. گریه کنم. غصه بخورم. التماس کنم. خودم را بکشم. اما زندگی بیرحمتر و بیخیالتر از این حرفهاست. شاید کر و کور است.
من میتوانم نقش یک ابله را بازی کنم. بهروی خودم نیاورم که چقدر زورم به زندگی نمیرسد. مثل یک خر سرم را بیاندازم پایین و باجریانش همراه شوم.
من میتوانم به زندگی بگویم ابله نیستم تا با جریانت همراه شوم. دعوا هم نمیکنم که دلت خنک شود وقتی از رویم رد میشوی و له میشوم.
از کنارت عبور میکنم بیآنکه پرم به پر سختیهایت گیر کند.. هرچند میدانم بدذاتی و دلت میخواهد تنه بزنی.
Posted by froogh at December 24, 2006 9:43 PM