« خوش و ناخوش | Main | خميازه اي كش دار »

پنجشنبه 6 مهر 85 :: September 28, 2006 

بازيگر

باد مي‌آيد و من خوشحالم كه جزو آن معدود آدمهاي بيدار اين شهرم كه باد تنم را نوازش مي‌كند.. خوشحالم كه روحم را پرواز مي‌دهم و قصه‌هاي نوشته و نانوشته‌ام را قهرمان مي‌شوم.

Posted by froogh at September 28, 2006 1:25 AM

نظر

دیشب هم خوابم برد
گفتم که داد بزن!!!
تافردا کی زنده کی مرده؟

Posted by: مهرداد at October 2, 2006 3:29 PM

دوست عزيز ، به "واحه" سر بزنيد. منتظر نظراتتون هستم.اگر دوست داشتيد "واحه"را روي صفحه تون لينك بديد.مرسي

Posted by: واحه at October 2, 2006 12:26 AM

چه خوب
ایندفعه که باد میومد داد بزن شاید منم بیدار بشم
باشه؟

Posted by: مهرداد at October 1, 2006 11:24 AM

بيدار بودن ، اين مهمه
مهمتر از نوازش باد
وسخت تر از پرواز روح و قهرمان بودن

Posted by: عليرضا at September 30, 2006 1:09 PM

باد ما را با خود خواهد برد ...

Posted by: منتظر at September 28, 2006 1:43 PM

به به فروغ عزیز
بوی امید داره می آد

Posted by: قطره at September 28, 2006 1:34 PM

شادی های کوچک یک زن ؟!!!!!!!!!!!!!

Posted by: شمع آجین at September 28, 2006 11:13 AM

نظر بدهيد





اطلاعات شما حفظ شود؟