« آن روی سکه | Main | شیر »
سه شنبه 24 مرداد 85 :: August 15, 2006
ببر..
بهسلامت نفسمان بیحرمتی کردهاند.
دیروز یکی از سختترین موقعیتهای کاری این دوران را گذراندیم. درحالیکه همه اعضای کمیسیون فنی حق را بهما دادهبودند، بهدلیل بیمسئولیتی مدیری که وابسته به سازمان مخوفیست، نشد که دادمان را بستانیم.متهم بیگناهی بودیم در دادگاهی که هیئت منصفهاش در برابر دادستان هیچکارهاست.
خوشحالم که بهآن مدیر گفتم که نامرد است. که زندگی در این سازمان خلاصه نمیشود. که او لایق بودن برمسندی که عرضه هیچ امضایی بر سر میزش را ندارد، نیست... فریاد میزدم و حق همه کارگرانی که روزی دوازده ساعت بیوقفه تلاش کردهبودند و همه تلاششان را بیکفایتی این آدم بر باد داد، بر گردنش گذاشتم.
گفتهاند که امروز جواب نهایی خواهند داد.
خودم را آماده بدترین حالت کردهام.
اگر رای منفی باشد،چند راه درپیش خواهیم داشت. اول اینکه سرمان را بیاندازیم پایین و رای را جاری کنیم. بیداد و بیفریاد. که البته همه دادها را زدهام. دوم اینکه برویم سراغ مدیرکل سازمان که یک آدم بسیجی و احتمالا احمقیست که تازه بر مسند نشسته، وارد دعوا شویم و چون مستندات کافی داریم، حقمان را احقاق کنیم. سوم اینکه تقاضا بدهیم و از جرگه هفت شرکت نمونه خارج شویم تا فشار کم شود، و بعد شروع کنیم به خریدن همه آدمهای کثافت سرراهمان، بیتوجه بهآرمانی که داشتهایم .
امروز منتظر راي آنها میمانم.
رای خودمان را شنبه اعلام میکنیم.
پي نوشت: راي شان منفي بود.
Posted by froogh at August 15, 2006 12:12 PM
نظر
بلافاصله كه ديدم آپديت كرديد، سر زدم ببينم ماجرا چه شد. پي نوشت را كه ديدم، خب؛ نميدانم چه خواهيد كرد، حتي آرزوي اينكه چه بكنيد را هم نميتوانم بگويم ، تنهااينكه، اميدوارم به حدي باشد كه ميتوانيد تحمل كنيد و صدمه نبينيد.
Posted by: سامان at August 15, 2006 6:11 PM
forOghe azizam barAye movafaghiyatet az samime delam ArezO mikonam. shAyad energiee mosbatesh barAt berese nAzanin.
Posted by: rahaa at August 15, 2006 6:06 PM
راه سوم در این جامعه تنها راه باقی ماندن است متاسفانه.
Posted by: shadi at August 15, 2006 2:11 PM