« باد | Main | جنون »

دوشنبه 9 مرداد 85 :: July 31, 2006 

تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز

دیشب .. ترس‌هایم را به‌باد سپردم.. بادی که بوی پاییز داشت.. شاه فصل ها..
و امروز دوباره متولد شدم.

Posted by froogh at July 31, 2006 7:18 PM

نظر

اي کساني که مامورين دفن من هستيد مرا هميشه در تابوت سياه بگزاريد تا همه بدانند که سياه بخت بوده ام دستانم را از تابوت بيرون بگذاريد تا همه بدانند به آنجا که مي خواستم نرسيدم چشمانم را از تابوت بيرون بگذاريد تا همه بدانند که او را نيافته ام و هنوز هم منتظرم و در آخر بر روي قبرم يک گل از يخ بگذاريد تا به جاي دلبرم به من بگريد و دسته گلي زرد بگذاريد تا هم بدانند که از زندگي بيزار بوده ام

Posted by: مهيار at October 29, 2007 12:29 PM

سرعتم خيلي پايينه مثل هميشه با اين فرق كه ديگه خيلي وقتا كانكت هم نمي شه. فكر كنم اگه همينجوري پيش بره از صفحه روزگار محو بشم كم كم. اگه نديديم ناراحت نشو از دستم. هروقت بشه بهت سرمي زنم. موفق باشي هرچند آرزوي بي معني ايه وقتي آدم نتونه!
-------
فروغ:
برای من آرزوی موفقیت کردی یا خودت؟ اگر برای خودت بود که جوابی در برابر گفته ات ندارم. اگر برای من بود که می گویم من موفقم و به هر چه می خواهم می رسم.

Posted by: simsayyar at August 4, 2006 2:19 AM

آدم از اینجا اومدن دچار یاس کافکایی میشه! یا حق

---------
فروغ:
عزیزجان, تا یا کافکا را نمی شناسی و یا اینجا را درست نخوانده ای.

Posted by: کورش at August 3, 2006 1:24 PM

فرض کن یکی از اقوامت تو رو بیست سال ندیده باشه توی این بیست سال تو خیلی تغییر کردی ولی اون وقتی می بیندت می گه این همون فروغه بهت نمی گه مریم یا ... یا یک غریبه . پس حداقل یک چیز در تو ثابت بوده که این تداوم هویت رو حفظ کرده هر چقدر بخوای اهل تغییر و تحول باشی وجود برخی ثوابت رو نمی تونی منکر بشی. مقبوله؟

Posted by: shabro at August 1, 2006 11:32 PM

پس، تولدت مبارك .

Posted by: سامان at August 1, 2006 2:25 PM

فروغ عزیز هر تغییری رو باید درمقایسه با یک بخش ثابت سنجید بخش ثابت تو چیه؟ یا کجاست یاکدومه؟ اگر همه وجودت در حال تغییر مستمر باشه یعنی هیچ ثباتی وجود نداره یعنی فروغ امروز فروغ دیروز نیست پس اگر به عنوان مثال دیروز قولی به تو داده باشه دیگه اون فروغ دیروزی وجود نداره که به قولش عمل کنه و قس علی هذا..----
فروغ:
نه ثباتي وجود نداره. يعني خودم نمي خوام به چيز ثابتي بچسبم. دوست دارم قدرت تغيير در هر بعدي را دارا باشم.. به نظر من ثبات در انسان با تعصب هم رديف مي شود.

Posted by: shabroo at August 1, 2006 12:31 PM

وای حال منو داری بهم ميزنی ديگه.

---فروغ: چطور مگه ؟ حسادت مي كني؟

Posted by: هيچکس at August 1, 2006 10:26 AM

تولد دوباره و چند باره ات مبارك، چشم و دلت روشن بادا
تا تولدي ديگر بدرود

Posted by: محمد at August 1, 2006 9:34 AM

چرا در داغ ترين روزهاي تابستان بوي پاييز مي آيد؟ من هم احساس مي كنم و حس غريبي است اين.

Posted by: فرانك at July 31, 2006 11:16 PM

امیدوارم این تولد دوباره لااقل تا فردا شب دوام داشته باشه

------------
شبروی عزیز..
اتفاقا زندگی با همین فراز و نشیبش زیباست.. اگر قرار بود هر شب حال دیشب را داشتی, واقعا معنای لذت را درک می کردی؟

Posted by: shabroo at July 31, 2006 8:40 PM

سلام ولي متولد تير ماه بودن بد هم نيست ...اگر ميگم تير ماه چون روز تولد من و شما يكي هست 7 تير .

http://home.no/masoud/Mehran%20Zahedi%20-%20Be%20Sooye%20To.mp3

Posted by: بانو at July 31, 2006 8:38 PM

نظر بدهيد





اطلاعات شما حفظ شود؟