« من هیچ..من نگاه | Main | افسانه آه »

پنجشنبه 5 مرداد 85 :: July 27, 2006 

با تو پايان شب تنهايي من...

توی شرکت نشسته‌ام و می‌نویسم.. زیبا شیرازی گوش می‌کنم که صدایش بی‌نظیر و ترانه‌هایش منحصر به‌فرد است..
موسیقی گوش کردن سرکار را دوست دارم.. با هدفون.. صدای کسی را نمی‌شنوم.. توی این پارتیشن‌های مزخرف که حال به‌هم زنند.. و تمرکزم زیاد می‌شود.. وقتی خیلی عصبی هستم، تنها کمکی‌ست که می‌توانم به‌خودم بکنم..از کتاب‌خواندن هم سرکار خوشم می‌آید. رمان نه.. بعضی کتاب‌های خاص مثل فنگ‌شویی یا سخنان بودا .. چیزهایی که خیلی نیازمند فکر نباشند و بشود گاهی یک صفحه خواند و بست..وقتی می‌روم آزمایشگاه زیرزمین و تک و تنها ،ساعت‌ها باید انتظار یک واکنش را بکشم، برای خودم عود هم روشن می‌کنم و کتاب می‌خوانم تا وقت بگذرد.. از این اتفاقات کم می‌افتد. انگار با خودم و فروغ بازی می‌کنم تا حوصله‌مان سر نرود. امروز می‌خواهم بروم و یک گلدان برای روی میزم بخرم. و هر روز پرگلش کنم. پر از گل عطری هر فصل. این‌طوری انگار کسی روی روحم را نوازش خواهد کرد.
اینکه عود و کتاب و موسیقی و گلدان گلم کنار دستم باشند، حس امنیت خاطر می‌کنم.

-----------

ترسم که در هر نیمه شب فکر و خیال من شوی...
                                                                            

Posted by froogh at July 27, 2006 2:04 PM

نظر

man mikham bedonam sahebe inja kie age momkenee beheem javab bedin hatman

Posted by: hamid at August 10, 2006 11:57 PM

امیدوارم حالتون بهتر بشه. آرزوهای خوب

Posted by: از زندگی at July 29, 2006 9:32 AM

یه هدیه برات دارم یک سری به این آدرس بزن

http://desktop.google.com/plugins/i/flower.html
و این گلدون گل رو توی
Google Desktop
نصب کن اون وقت می تونی به اش برسی و نتیجه اش رو ببینی

Posted by: بابا و دختراش at July 28, 2006 7:05 AM

پوووف . عودت را نمی فهمم اصلا .

Posted by: تیغ ماهی at July 28, 2006 4:19 AM

HI & BYE
sorry for short measage

Posted by: kopoli at July 28, 2006 3:25 AM

بعضي وقتا حالم از خودم بهم مي خوره، هيچ مي دونستي؟ (خوش بگذرون هر جوري كه مي شه چه بهتر كه با يه گلدون بشه)

Posted by: simsayyar at July 28, 2006 2:45 AM

مقام امن و می بی غش و رفیق شفیق/گرت مدام میسر شود زهی توفیق

Posted by: shabroo at July 27, 2006 6:49 PM

ما ایرانی ها به دلایل مختلف از نعمت یک زندگی محاط در جمع محرومیم یا اینکه خودمون عطایش به لقایش می بخشیم و تو هم نمونه خود بودایی. ما ها به فرهنگ اهیمسه نزدیکیم ما ها مردم نجیبیم و قانع. ولی چه خوب بود اگه فروغ همیشه لااقل با فروغ ها سرو کار داشت.

Posted by: خسرو at July 27, 2006 5:01 PM

نظر بدهيد





اطلاعات شما حفظ شود؟