« نه | Main | من هیچ..من نگاه »

چهارشنبه 4 مرداد 85 :: July 26, 2006 

من ... كودكي خراب كار

سه پست گذشته ،نمود کاملی از سیکل رفتاری من است.
وقتی که خودم هستم، یعنی کودکم عمل می‌کند و بالغم کنترلی ندارد، کاملا خوش‌بین می‌شوم. با خوش‌بینی زیاد یک مسئله را می‌پذیرم، کودکم که سرش گرم شد و صدایش در نیامد، والدم  با شک به‌دنبالش می‌گردد تا متوجه شود که باز نکند خرابکاری کرده باشد. دست آخر بالغم وارد می‌شود و مجبور است گندکاری کودک و کشف والد را رفع و رجوع کند و یک‌جوری آن دو را از مخمصه نجات بدهد.
این سیکل معمولا کوتاه‌مدت است. زمان زیادی نمی‌برد که والد شک می‌کند و بالغ متوجه می‌شود چنانچه سریع تصمیم نگیرد وضع خراب‌تر می‌شود.
به خاطر همینهاست که مدام مجبورم مراقب باشم تا اوضاع را تمام و کمال به‌دست کودک ندهم. همیشه باید مراقب زبانم باشم تا بی‌موقع حرف نزند. چه حرفی که در لحظه از فرط عصبانیت گفته می‌شود و دیگران را می‌رنجاند و چه حرفی که از فرط خوشحالی و سرخوشی می‌گویم و به‌واسطه‌اش مثلا چیزی را که خیلی دوست دارم می‌بخشم یا قول انجام کاری را می‌دهم که نباید بدهم یا نمی‌توانم انجام بدهم و خلاصه حسابی درکیسه بالغ را شل می‌کنم و بذل و بخشش راه‌ می‌اندازم.

------
پی‌نوشت:
در وضعیت آخر و ماندن در وضعیت آخر نوشته شده بود که هروقت می‌خواهید امتیازی از کسی بگیرید که در شرایط نرمال کار سخت یا ناممکنی‌ست، بهترین راه این است که کودک طرف را سرحال بیاورید و بدترین راه این‌که والدش را تحریک کنید.

Posted by froogh at July 26, 2006 2:29 PM

نظر

مي گم فروغ جان
ما که هم کودکمان هم بالغمان هم والدمان چپ و راست گند مي زند، چکار کنيم؟ کي خرابکاري اينها را راس و ريس مي کند؟

Posted by: شورين at July 27, 2006 1:49 AM

فروغ جان بعد اين مدتي كه دارم وبلاگتو مي خونم فكر مي كنم فهميدم كه تو خيلي به خودت گير مي دي. يه كم راحت باش كه مسايل آسون تر پيش برن. عزيز من، به جان خودم هيچي در اين جهان ارزش ناراحت شدن و غصه خوردن نداره. البته يكي به خودمم بايد بگه

Posted by: آذر at July 27, 2006 12:49 AM

زفکر تفرقه باز آ تا شوی مجموع

Posted by: shabroo at July 26, 2006 5:36 PM

نظر بدهيد





اطلاعات شما حفظ شود؟