« عاقلانه | Main | ماه رو به افول می رود »

سه شنبه 27 تیر 85 :: July 18, 2006 

عقب گرد؟

این تست را از وبلاگ یک پزشک پیدا کرده‌ام. درحال انجامش بودم که با کمال حیرت متوجه تغییرات روحی و فکری زیادم شدم، به‌طوریکه اگر یک سال قبل به سوالاتش پاسخ داده‌بودم، قطعا نتیجه‌ای بسیار متفاوت‌تر از امروز می‌دیدم.
یکی از خواص من و شاید خاصیتی که سایر بخش‌های شخصیتی‌ام را زیر مجموعه خودش می‌کند، سرعت تغییر زیادم است. نه‌این‌که تحت شرایط روز‌به‌روز، متغیر باشم.. بلکه به‌نظر می‌آید به‌دلیل خودکاوی زیادی که دارم و گاهی به‌حد وسواس می‌رسد، مدام درحال پوست‌اندازی‌ام.
جالب این‌جاست که این بار بیش از آن‌که فکر کنم از لحاظ شخصیتی رو به‌مثبت شدن رفته‌ام، انگار منفی شده‌ام. از جمله این‌که از آن آدم احساساتی که زندگی‌اش تحت شعاع خواسته‌ها و نیازهای سایرین معنا می‌شد، سراغی نیافتم. یا این‌که بی‌پروا شده‌ام که مربوط می شود  به اعتماد به‌نفسی که درمن رشد می‌کند.
بیشتر تغییراتی که در خودم می‌بینم، به‌دلیل این‌است که کم‌کم خودم را باور می‌کنم و روی پای خودم می‌ایستم. دیگر علایقم بسته به تایید دیگران تعیین نمی‌شود.
درعین حال که از احساس استقلال فکری لذت می‌برم، اما این تصور که نسبت به احساسات جهان پیرامونم کمتر دچار هم‌دردی می‌شوم، مرا به‌این خیال نزدیک می‌کند که شاید رو عقب حرکت کرده‌ام.

Posted by froogh at July 18, 2006 11:20 PM

نظر

سلام.از دیشب فکر میکنم که چه قدرشبیه تری (سریال پرستاران )هستی

Posted by: juddy at July 19, 2006 8:52 PM

ما هم این تست جالب را آزمودیم دخترم. نتیجه‌ی ما
Advocating Creator
بود! البته فکر می‌کنیم این تست را باید یک آدم نزدیک به ما هما درباره‌ی ما انجام دهد. مقایسه‌ی آن دو جالب خواهد بود. این که ما خودمان درباره‌ی خودمان چه فکر می‌کنیم و دیگران درباره‌ی ما چه فکر می‌کنند و این که هردوی این ها آیا به خود خود ما چقدر نزدیک و دور است و اگر بخواهیم کمی سفسطه کنیم، اصلن خود واقعی چیست؟ آن چه ما فکر می‌کنیم هستیم یا آن چه دیگران از ما می‌بینند و این ها!_

Posted by: Sir Hermes Marana at July 19, 2006 7:03 PM

اصلاچه لزومی داره به جهان پیرامونت توجه کنی کار خودت رو بکن شما خودشو واسه این حرفها ناراحت نکن

Posted by: shabroo at July 19, 2006 12:30 PM

تصور می کنم که نوشته ات در مورد بلوغ است . بلوغ فکری که در جامعه ما فاصله اش با بلوغ جسمی خیلی زیاد است . تجربه ای را که تو داشته ای ، من داشته ام و دیگران هم، نتیجه ای را در پی داشته که شاید در شرایط مناسب تر حد اقل 10-15 سال قبل ترش باید حاصل می شد .چرا باید در زندگی آنقدر دیر به ایستگاه ها برسیم ؟
شاد زی

Posted by: Melikbaba at July 19, 2006 9:51 AM