« یبیلبیسللفثقاقفغتفغنتعوئ | Main | كردستان »
دوشنبه 12 تیر 85 :: July 3, 2006
اعتراف ساده زنانه
فردا صبح زود میرویم سفر. کردستان و کرمانشاه. بسیار خستهام. در همینوقت کم یک چیز احمقانه یادم هست برای نوشتن..
باخودم فکر میکردم در تمام سالهای عمرم که سفر میرفتم، فقط یکبار کسی در مسافرت جویای احوالم شد. آنهم خواستگاری بود ۵۳ ساله که اواخر ازش بیزار بودم!
یکچیزهای ساده و مسخرهای هست که دقیقا یکمواقع خاص یادم میآید..مثل همینکه خیلی خوب است آدم سفر باشد و کسی دلتنگش شود.
Posted by froogh at July 3, 2006 10:52 PM
نظر
سلام
سفر موفقيت آميزي داشته باشي
Posted by: درويش بينوا at July 9, 2006 1:54 AM
sallam, sharmandeh ke nashod bebinamet, ozam kheili sok soki bood, ishallah dafeh ba'd be zoodi abji jan.
Posted by: ayat at July 9, 2006 12:04 AM
سلام.مرده این صراحتت هستم.
Posted by: juddy at July 7, 2006 9:23 PM
سلام
هنوز بر نگشتین؟
Posted by: در جستجوی آن لغت تنها at July 7, 2006 1:02 PM
سلام امیدوارم که سفری خوب داشته باشین در تنهایی من کاهی برعکست می اندیشم بانو که چه خوب است حسرت تنهایی چون دیریست در روز مردگی هایم کسی را نمی یابم که ان اندازه انسان باشد که دوستی را پس دارد و انسانیت و دل تنگی را از دوری درک کرده باشد ان اندک بی مایگانی هم که هستند در پی دست یافتن به خواسته های سر خورده و دور و دراز جوانی خویش انداگر یادی از ما کردی بانو دو میستانی یکی دل شکسته و دیگری خون نشسته در استانهی یاری تا اخرین قطره
Posted by: sina shabani at July 7, 2006 3:22 AM
دوست دارم راحت بگم که خودت دلت همیشه زنده بمونه و نفس بکشه .چون با اینکه آدم مهربون هم دوست زیاد داره.هم همشون دوسش دارن و دلتنگش میشن امافقط شاید اوونی که تو نیاز داری نیستن .
Posted by: سمیرا at July 6, 2006 9:05 PM
salam
خسته نباشي نشستم سرحوصله تمام وبلاگت را مرور كردم تو وجودت يك تنهايي هستش تنهايي كه شايد خودت موجب آن شدي نميدونم يك غمي يا يك همنشيني كه بتونه تورا درك كند ولي ايدي نداشتي تا ادت كنم با تو حرف بزنم
Posted by: saman at July 5, 2006 12:58 PM
اعتراف هميشه خوبه
وقتهای دلتنگی، همیشه آدم یاد چيزای خيلی خوب و خيلی ساده میافته
Posted by: Farshid at July 5, 2006 12:49 PM
خوش بگذره
Posted by: جودي at July 5, 2006 11:45 AM
سفر بخیر. روزهای نیکی را در پیش داشته باشی.
شاد زی
Posted by: Melikbaba at July 5, 2006 11:44 AM
دلم برایت تنگ می شود فروغ..
Posted by: اکنون at July 5, 2006 11:10 AM
امیدوارم سفر خوش بگذرد
Posted by: زمزمه های ذهن من at July 5, 2006 9:15 AM
be sharti ke kashk az ab dar nayad...
khosh begzare :)
Posted by: ayat at July 5, 2006 3:00 AM
سفر به خیر، ای ساده صبور، چشم براهت منتظر خواهیم ماند تا برگردی، کامنتهای چشم منتظرانت را اوکی کنی و پستی جدید بنویسی. خوش بگذره.
Posted by: محمد at July 4, 2006 4:10 PM
دلتنگت می شوم فروغ
Posted by: اکنون at July 4, 2006 3:22 PM
همیشه درگیر این موضوع بودم
دوست داشتم هرزچند گاهی نگرانم شوند . فکر نمی کنم توقع زیادی باشه اما حیف!!! چون تو توانایی تو از پس زندگی بر میایی لزومی نداره که نگران باشیم !!!
سفر خوش بگذره
اولین وبلاگی که همیشه بازش میکنم وبلاگ شماست
ایام بکامتان
Posted by: ava at July 4, 2006 3:15 PM
اگر اینجا رو بروز نکنی دل من یکی برای نوشته هات و خودت تنگ میشه.
Posted by: بي تا at July 4, 2006 10:59 AM
سفرادمو دلتنگ ترميكنه بيقرا ميشي بخاطراو دوست ندارم سفركنم بيقرارشم
Posted by: پونه at July 4, 2006 2:25 AM
نه ديگه! ايندفعه ديگه بايد كامنت ميزاشتم...فروغ جان من تو رو نديده دلتنگت مي شم. باوركن دختر..خيلي موقع ها از دستت حرصم مي گيره كه فروغ چرا اين حرفو مي زنه چرا گاهي نااميد ميشه..چرا امروز اينقدر افسردست..باور كن فروغ ..ولي اين ها رو نيومدم برات بنويسم كه! مگه آدم حتما بايد بگه؟ تا الان نگفتم ..هنوزم نمي خواستم بگما تا اينكه با اين پستت به خودم گفتم ديگه بايد نوشت..پس خانومي منتظرم برگردي وبا يه روحيه خوب دوباره بنويسي.. نوشته هاتو دوست دارم ..منتظرم كه برگردي..سفر خوش !
Posted by: ميترا at July 4, 2006 1:30 AM
ااا؟ مي ري كرمانشاه و كردستان؟ اتفاقا منم پارسال رفته بودم انقد هواش خوب بووووود! خوشحالم كه داري خوش مي گذروني. خوش بگذرون و بيخيال همه چي باش. :)
Posted by: simsayyar at July 4, 2006 1:24 AM
کسی دلتنگت بشه و دلتنگش بشی !
Posted by: ليلا at July 3, 2006 11:20 PM