« فیل در تاریکی | Main | آغاز سی و هفتمین سال »

سه شنبه 6 تیر 85 :: June 27, 2006 

كار

توی شرکت نشسته‌ام. یک جور هایی خلقم خوش نیست. از ابتدای صبح آرزو می‌کردم کاش جمعه بود و با مصیبت راضی شدم به این‌که سه‌شنبه باشد و بیایم.
بوی عرق تندی که پیچیده حالم را بدتر کرده. دچار تهوع شده‌ام. لجبازی یک‌نفر که باعث تشنج فضا می‌شود، و نمی‌توانم فعلا کارخاصی درموردش بکنم جز این‌که حسابی فکر کنم..
درحال جمع‌کردن صورت‌مالی شرکت دوم هستیم. فصل پرکاری برای گروه‌مالی‌ست و فصل بداخلاقی‌های من و سخت‌گیری  شدیدی‌ست که گاه فکر می‌کنم از حد گذشته.
درحال کار، باید مراقب اخلاقم باشم. که زیاده‌روی نکنم. به‌مدیر واحدها نزد دیگران خورده نگیرم. صبور باشم. خواسته‌هایم را واضح بیان کنم. پیش‌داوری نداشته‌باشم. حرفها و خواسته‌هایم را با قند و عسل به پدرژپتو بدهم تا لج  نکند و رفاقت‌مان برقرار باشد. مراقب زبانم باشم که گله هیچ‌کس را نزد دیگری نکنم و آتو دست کسی ندهم. مواظب زبانم باشم که خبرچین در همین فضای کوچک زیاد داریم. و بچه‌ها به‌خاطر سخت‌گیری و نفوذم روی مدیرعامل مهربان بدشان نمی‌آید که بهانه دستشان بدهم...
خلاصه روزگار راحتی نیست. خیلی وقت‌ها هست که متوجه می‌شوم افراد شرکت با این خیال که کار را آنها می‌کنند و حقوق و پاداش حسابی نصیب مدیر می‌شود، ناراحتند. این فکری‌ست که تقریبا همه کارمندان دارند من جمله خودم تا وقتی که کارمند بودم. کاری هم از بابت اصلاح این فکر نمی‌شود کرد، مگر زمانی که خود افراد در موقعیت مشابه قرار بگیرند.
دوباره خودم را در کار غرق کرده‌ام. ناخواسته یا خواسته زندگی‌ام شده ورزش و کار. شبها تا هشت بیرون از منزلم. یک روز باشگاه و یک روز شرکت. وقت بیداری‌ام در خانه کمتر از دوساعت است که به‌خواندن و گاهی تلفن می‌گذرد. باید بروم سفر. خیلی خسته‌ام.

Posted by froogh at June 27, 2006 10:54 AM

نظر

من كه نمي فهمم ! آخه چته تو ؟!

Posted by: كارمانيا at June 27, 2006 1:19 PM

دوست عزیز،کمی خودخواه باش و خودت را ارج بگذار.زندگی وقتی متعادله که چیزی را فرای چیز دیگر نکرده باشی. به عنوان یک تجربه شخصی منجر به فاجعه برایت می نویسم . کار هیچ وقت لایه مناسبی برای پوشاندن حفره های دیگر زندگی نیست . فقط برای اثبات خود به خودت بکار می آید. باز هم می گویم ، کمی خودخواه باش و به خودت بها ده .
شاد زی

Posted by: Melikbaba at June 27, 2006 12:44 PM

منم بايد برم سفر...بيا باهم بريم

Posted by: من at June 27, 2006 12:09 PM