« فاصله.. کتاب | Main | عطر عود »

شنبه 13 خرداد 85 :: June 3, 2006 

خيلي دور.. خيلي نزديك

سه شنبه ها با موري را دوست دارم. خوب است. موضوعش درباره مرگ است و ضرورت اين كه اگر آدم بداند مرگ جايي همين نزديكي هاست، بهتر زندگي مي كند و وارسته تر.
براي من موضوع غريبي نيست. اتفاقا خيلي سال است كه به اين نتيجه رسيده ام. گرچه خيلي وقت ها روزمرگي زندگي آن چنان مرا باخودش مي كشد و مي برد كه از ياد مي برم چقدر زندگي در عين پرارزشي، بي ارزش است. نه كه بي ارزش.. نمي توانم كلمه اش را پيدا كنم.. شايد بهتر است بگويم زندگي جنس بي قيمتي ست. نمي دانم... يك برداشت كاملا شخصي ست. برداشتي كه بايد خود آدم به آن برسد. بايد نزديك بودن مرگ را حس كرد و فهميد.. و كوتاهي زندگي را .. و ارزش عشق بي بديل به كساني كه دوستشان مي داريم و دوستمان مي دارند..
مي دانيد... گاهي خيلي دير مي شود.. لذت و آرامش بزرگي ست اگر به موقع بفهمي.. قبل از آنكه دستت به زمان نرسد.. من اين لذت را شناخته ام و آرامشي را كه دارد..

....

 بعداز ظهر..
کتاب را تمام کردم. خوب بود ولی خیلی درد داشت:(

Posted by froogh at June 3, 2006 12:22 PM

نظر

من هم یادداشتی درباره این فیلم دارم.می تونی به سوال اشاره شده در یاداشتم جواب بدهی
http://www.taheriyazdi.blogfa.com/post-2.aspx

Posted by: مهدی at June 8, 2006 11:10 AM

من فیلمش را دیدم. عجیب خوب بود.

Posted by: صاحب فراموش خانه at June 4, 2006 3:18 PM

سلام فروغ عزيزم. خيلي خوشحالم كه بعد از مدتها حس ميكنم خوبي و سرحال. دوباره داري به خود خودت نزديك ميشي. اميدوارم هميشه اينطوري ببينيمت.

Posted by: شهرزاد at June 3, 2006 5:31 PM

کاش!!!

Posted by: آورا at June 3, 2006 2:29 PM

نظر بدهيد





اطلاعات شما حفظ شود؟