« وسوسه های شیطانی | Main | فاصله.. کتاب »
پنجشنبه 11 خرداد 85 :: June 1, 2006
سکوت
....
دیشب دلم میخواست از آرزوها بنویسم. نه.. از افکارم.. یک چیزی توی مایههای اندیشههای یک زن..
ننوشتم چون یاد پند پدرژپتو افتادم. میگوید گاهی وقتها آدم در یک مورد خاص بازنده است. اگر حرف بزند نمرهاش میشود منهای ده، اگر حرف نزند لااقل صفر میگیرد.
چیزهایی که میخواستم بنویسم، دقیقا مشمول همین ارزشگذاری میشد. در این مورد خاص پذیرفتهام که بازندهام.
....
Posted by froogh at June 1, 2006 4:54 PM
نظر
جمله پدرژپتو خیلی چسبید با اجازه می خواهم پستش کنم.
Posted by: برادر بزرگه at June 3, 2006 6:41 AM
سلام. ممنون از کامنت.
و تشکر را هم من اول باید می کردم برای لینک.
دل من هم اینجا باز می شود :-).
Posted by: سيما at June 1, 2006 8:42 PM
به من سكوت بياموز...
Posted by: باد صبا at June 1, 2006 8:06 PM
این قضیه آژانس پیشنهاد خوبی است. به شرط آنکه راننده و آژانس محل را کامل بشناسی.
.قدر این خود را بدان که گاهی آن هم بدجوری آدم را غال میگذارد
جواب:
آورای عزیز.. با عرض معذرت بخشی از مطلب را کامنت تو درباره اش بود پاک کردم.. به هر حال از سر زدنت ممنونم.
Posted by: آورا at June 1, 2006 5:53 PM