« جواز عبور | Main | پنهان خورید باده که... »

سه شنبه 2 خرداد 85 :: May 23, 2006 

خورش آلو

عادت هايي كه از بچگي با خودم دارم‌، ملكه ذهنم شده اند. لازم نيست براي انجام شان فكر كنم يا خودم را تحت فشار بگذارم.
عادت هايي هم هست كه در بزرگ سالي كسب شان كرده ام. چيزهايي مثل نظم و ترتيب كه چهارسال زندگي در پانسيون دانشجويي و سركشي گاه و بي گاه مديرانش و توبيخ شدن به خاطر نامرتبي، به من آموخت. يا تغيير ذائقه غذاخوردنم كه  حاصل شش ماه زندگي در منزل دايي و بي توجهي عامدانه زن دايي به دوست نداشتن هاي من در اوج لوسي هجده سالگي بود.
عادت به ورزش هم جزو عادات اكتسابي بزرگسالي است. تمام دوران مدرسه ام از كلاس هاي ورزش فرار مي كردم. گواهي پزشكي كه همه اوليا مدرسه خبر از جعلي بودنش داشتند، و درعوض خواندن رياضي و ديكته و بعدهم كلاس كنكورهاي خصوصي در آن ساعات، باعث شد كه دوران دانشگاه سخت ترين واحدي كه گذراندم، تربيت بدني يك و دو باشد.. حالا چندسالي ست كه خودم را ياد داده ام كه ورزش جزو برنامه هفتگي ام قرار بگيرد. چيزي مثل غذا خوردن يا حمام كردن و اگر ورزش نكنم حس بيماري دارم.
 عادت ديگري كه در بچگي نياموختم، حمام كردن زود به زود بود. مادرم عاجز مي شد كه زودتر از يك هفته حمام كنم كه نمي كردم. اين را هم در همان دوران دانشجويي آموختم كه براي حمام پانسيونش بايد نوبت مي گرفتم و محدوده ساعت را رعايت مي كردم و در عين حال براي عقب نماندن از سايرين سعي مي كردم نوبتم را حتما حلال كنم. حالا حمام رفتن مثل شستن صورت برايم راحت ست و تعجب مي كنم از كساني كه ديرتر از روزدرميان به حمام مي روند!
اين ها را به خودم يادآوري كردم كه دلم خوش باشد من آدم قابل تغييري هستم و اگر كمي خودم را تحت قيد بگذارم، خيلي چيزهاي خوب جزو زندگي روزمره ام خواهند شد.
دوست دارم انسان منعطفي باشم. مي دانم كه تغيير كردن و يا تغيير دادن آدم ها تقريبا ناممكن است، مگر اين كه خودشان واقعا همكاري كنند. آرزو دارم جزو معدود افرادي باشم كه قابليت آموزش حتي در پيري را نيز دارند.
يكي از بزرگترين چيزهايي كه دوست دارم در من عوض بشود، پيك هاي تند و سينوسي رفتارم است. عصباني شدن يا بد آمدن از كسي يا چيزي در لحظه و خوش آمدن و عاشق و شيفته فرد يا چيزي شدن به همان سرعت. دلم مي خواهد قبل از بروز احساسم، منطقم را به كار بياندازم. خيلي سعي مي كنم ولي سخت است. بسيار سخت تر از حمام رفتن يا خوردن خورش آلويي كه بويش دلت را به هم مي زند. اما مي دانم اگر من توانسته ام از پس آن خورش آلو برآيم و بالا نياورم، از پس اين رفتارهايم نيز بر خواهم آمد.

Posted by froogh at May 23, 2006 9:28 AM

نظر

اون کتابو خوندم.. جدیدا هیچ خوندنی بهم نمی چسبه.. احتمالا یه مرگم میشه!

Posted by: mokashefeh at May 27, 2006 1:00 PM

بعضي چيزا برا آدم مهم نيستن ولي از طرفي يه جورايي خوره مي شن به ذهن و آدم دوست داره جوابشونو پيدا كنه؛ مثل اين كه: چرا كامنت من از اين جا پاك شده؟

جواب:
دوست عزيز لطفا درباره ديگران در اين وبلاگ كامنت نگذاريد.

Posted by: simsayyar at May 27, 2006 2:14 AM

ابتدا سعی می کردم دیگران را عوض کنم، حالا خستگی در می کنم . فکر می کنم چند سال دیگر به خودم بیایم و ببینم عوض شده ام. این بی خیالی هم بددردی است.

Posted by: دینا at May 25, 2006 9:02 PM

واقعا عذر می خوام بابت کامنت قبلی چون هم با بی حوصلگی نوشتم هم خواستم کامل باشه بعدم نصفه کاره ولش کردم. حالا فقط یکیشو بنویسم ولی درست و حسابی بهتره مثلا این که بعضی ها که در مورد شخصیت یعنی اون خصوصیت نسبتا ثابت تحقیق کردن می گن دو جور صفت مهم هست که جزو شخصیت آدمه بقیه صفت ها یه جوری مرتبط می شن به این دو یا اصلا جزو واکنش ما به یه موقعیت خاص هستن نه شخصیت حالا اون دو تا چیه یکی همین که تو نوشتی یعنی متعادل و خونسرد بودن یا نا متعادل و جوشی بودن دومی هم درونگرایی و برون گراییه این نا متعادل هم که می گن به معنی منفی و بیمار گونش نیست یعنی نوسان احساسیش زیاده نه مثل رمان نویس مشهور خانم شهرنوش پارسی پور مثلا که این نوسان خلقیشون از کارو زندگی بازشون می داره. به هر حال بحث جالبیه شاید بنویسم بگذارم توی سایتم گرچه در مورد شخصیت فقط این یه نفر حرف نزده و جذابیتش به نظر من همینه. مثلا بیگ فاو معروف ...اوخ باز دارم قاطی می نویسم. آخرشم بگم من خودم تازه می خوام یکی دو تا دیپلم بگیرم اولیش هم دو ماه دیگه می گیرم پس ما هم همین پاییناییم اگه اجازه بدید همین دور و بر شما نه بالا تر

Posted by: خسرو at May 24, 2006 2:29 PM

دوست عزیز،تغییر جزء جدایی ناپذیر از زندگی آدمه. مطمئن باش که زمان قدرت غیر قابل مقابله ای برای تغییر آدم داره . فکر می کنم مشکل قضیه فقط تغییر هدایت شده باشه که نقش خودت را در آن جستجو کنی.آن چیزی که به دنبال آن هستی بزرگواریه ، یعنی حجیم شدن روحت . با اطمینان میتونم بهت بگم که غیر قابل دسترسی نیست .
شاد زی

Posted by: Melikbaba at May 24, 2006 10:24 AM

این مساله شخصیت و به اصطلاح تربیت یا طبیعت از اون موضوع های داغ همیشگی روانشناسیه یکی مثل اریکسون خیلی هم تحقیق کرده و با دو مشخصه دو قطبی چهار تیپولوژی تمیز داده و به اخلاط معروف بقراط ربطش داده و کمی هم از فعالیت هورمون ها و اثرشون بر مزاج یا شخصیت بحث کرده و اگر خوانده باشی انسان برای خویشتن اریک فروم مسائل احتماعی را وارد شخثیت شناسی کرده که در سبک اروپای قاره ای الآن تاکید بیشتری روی آن می کنند ولی امریکایی ها روی بیولوژی و غیره بعد از همه این ها بگم اون چیزی که خودت خودت رو می بینی و اون چیزی که فکر می کنی دیگران تو رو می بینن این که از نظر مردم من فلان جور هستم درصورتی که و این فرمول ها بگذریم بحث زیاد است و جای آن تو فضای کوچک کامنت نیست

جواب: ببين !! ديگه قرار نشد بالاتر از ديپلم حرف بزني كه من فقط يك خط آخر حرفاتو بفهمم:)

Posted by: خسرو at May 24, 2006 4:11 AM

Foroughjan salam, nahweye bayane matlabet ghashang bud, khosusan chand khate akhar.
Ye nokte: kheyli az in ke awal ehsaseto boruz midi baad fekr mikoni narahat nabash. Har waght neshun dadane asabanyat, khosh amadan, wa gehyre barat az hammam gereftan sakhttar beshe, chon awal manteghet be kar miofte o mane mishe aksolamal neshun bedi, mibini che basa hamintori ke hasti kheyliam rahat tari!

Posted by: sih_morgh at May 24, 2006 2:23 AM

kheili baram jaleb bood,in chizie ke manam tajrobash kardam

Posted by: دختر كولي at May 23, 2006 7:50 PM

سلام
من هم خیلی دوست دارم بتونم عادتهام به نوعی تحت کنترل ام باشند.اولی اش هم منطقی فکر کردن و دومیش عادت کردن به عادت نکردنه. سخته اما امیدوارم بتونم.
برای تو هم آرزوی موفقیت می کنم.

Posted by: دریا at May 23, 2006 5:17 PM

یاد ان قضیه قورباغه ات را قورت بده افتادم

Posted by: آورا at May 23, 2006 5:00 PM

عادت می تواند خدمتکاری خوب یا اربابی بد باشد.پس خوش به حال معتادان عادات خوب.

Posted by: shabro at May 23, 2006 4:29 PM

خورشت آلو رو میشه حتی نجوییده برای اینکه حالت رو به هم نزنه قورت بدی.اما رفتارها......به هرحال منم خیلی عجیب غریبم.و زود واکنش نشون میدم.

Posted by: sindokht at May 23, 2006 4:29 PM

Salam forough jan, midouni taghriban az hamoun avayel ke webloget ro shorou kardi, webloget ro mikhounam, yebar ham mikhastam biam khastegari ke fayede nadasht, inaro goftam ke begam ye hesse ajibe hamzadpendari ba to daram. Kheili karaham o raftaraham, shabie toe. Rasti manam az khorshte aloo ye roozi badam miad:D

Posted by: Damade Sabegh at May 23, 2006 12:42 PM