« ... | Main | جالب »

سه شنبه 26 اردیبهشت 85 :: May 16, 2006 

كشف

بعضي وقت ها آدم كتابي را مي خواند و با شخصيت آن هم ذات پنداري مي كند.. گاهي هم كتابي مي خواند و مي بيند كه چقدر شخصيت توي كتاب به نظرش شبيه يك نفر مي آيد. مثل اين كتاب" آمده بودم با دخترم چاي بنوشم.." نوشته شيوا ارسوطيي .

كتاب خوبي ست. مخصوصا همين داستانش كه خيلي خوب پرداخت شده..

داستان ديگري دارد به نام "صف". در ضمن خواندن انگار مكاشفه داشت برايم خاطره تعريف مي كرد. يا وبلاگ مي نوشت يا چيزي در همين مايه ها.

Posted by froogh at May 16, 2006 10:47 AM

نظر