« عادت | Main | پینگ »

چهارشنبه 20 اردیبهشت 85 :: May 10, 2006 

بیکاری یا بیعاری؟؟

می‌گوییم مشکل اعظم ما بیکاری‌ست. این قبول. ولی از آن بدتر وقتی‌ست که کار هست ولی آدم کاری پیدا نمی‌شود.
از ابتدای تاسیس شرکت دوم تا به‌حال چندین بار آگهی استخدام در دانشگاه صنعتی اراک و در روزنامه‌های تهران داده‌ایم. برای آدم‌هایی که فنی باشند و یا لااقل در حد تکنسین سواد کاری داشته‌باشند. هنوز فرد قابلی پیدا نکرده‌ایم. درحقیقت تقریبا مراجعه‌کننده‌ای منطبق با شرایط‌مان نداشته‌ایم.
آنها که کارشان خوب است و واردند، روی زمین نمانده‌اند که ما سراغ‌شان برویم، سایرین هم کار پشت میز‌نشینی در دفتر تهران می‌خواهند.
این‌همه دانشگاه، این‌همه مراکز فنی و حرفه‌ای و پیام نور و .. . معلوم نیست فارغ‌التحصیلانشان کجا می‌روند؟ همه می‌نالند که راننده تاکسی‌هایمان لیسانس و دکترند. یکی از این دکتر مهندس‌های مشتاق کار، گیر ما نمی‌آید که نمی‌آید!!
افراد فامیل آدم‌های زیادی را برای کار معرفی می‌کنند. واضافه می‌کنند که فلانی بسیار نیازمند است و از فرط بیکاری زندگی‌اش دارد از هم می‌پاشد. بعد که می‌گویم برای دفتر کار نداریم ولی برای کارخانه چرا، می‌گویند نمی‌شود در دفتر مستقر شود؟؟؟ ای بابا !! من که زن هستم، یک سال اول کارم را در دفتر نبودم. وقتی رشته‌ای را انتخاب می‌کنیم حتما می‌دانیم که لازمه اشتغالش چیست. چرا امر به همه مهندسان ما مشتبه شده که باید در شرکت‌های مشاوره  تهران با حقوق عالی کار کنند؟؟
حالا هم نیاز به کسی داریم که فنی و ماهر باشد. آچار به‌دست کم ادعا. مهندس نباشد تا بتوانیم به‌او بگوییم لباس کار به‌تن کند و به‌کارگران‌مان کار یاد بدهد. در تهران مستقر باشد!! ولی لطفا هفته‌ای یکی دو روز به شهرستان برود. حقوقش با اضافه‌کاری و ماموریت چیزی حدود ۴۵۰۰۰۰ تومان خواهد بود. بیمه می‌شود. آینده خوبی خواهد داشت اگر آدم کار باشد نه ناز و ادا. جالب است که به هر‌کس که می‌شناختم سپرده‌ام. در اراک آگهی زده‌ایم. احتمالا از شنبه در تهران هم مجددا آگهی می‌دهیم. ولی شک ندارم که بازهم تیرمان به‌سنگ خواهد خورد.
چه‌چیز این وسط اشتباه است؟ تربیت غلط قشر تحصیل‌کرده‌مان که انتظار دارد بعد از فارغ‌التحصیلی در جایی مثل شرکت نفت استخدام شود با یک کیف سامسونت به‌دستش و یک کارت ویزیت در جیبش که بگوید مهندس فلانی، مدیر فلان جا؟؟ سیستم آموزشی نادرست‌مان که به‌جای تکنسین ماهر مدام مهندس تولید می‌کند با یک مشت تئوری در مغزش که آیا یادش مانده یا نه؟؟ اخلاق شعاری خودمان که فقط می‌توانیم شعار بدهیم و تقصیر را به‌گردن دولت و نظام و غیره بیاندازیم و وقت عمل که می‌شود تبدیل به طبل توخالی می‌شویم؟؟ اشکال کجاست؟؟

Posted by froogh at May 10, 2006 8:11 PM

نظر

با سلام
مطلب جالب شما رو خوندم تا حدی حق با شماست
اما یه چیزی هم من بگم. از یه نگاه دیگه.ببینید من لیسانس تئاتر دارم ومتاهل هم هستم .سابقه کاری منو نگاه کنی خیلی ربطی به تئاتر نداره از بازاریابی شروع میشه تا مشاور املاک و مدیر فروش و تبلیغات و غیره. که باز هیچکدوم چه مالی وچه کاری نیاز ها رو براورده نمی کرد.با دید وانگیزه درست هم این رشته رو خوندم وکار هم میکردم .موقع مجرد بودن بخور نمیری بود.اما وقت متاهلی شبیه داغدیده ها باید از این شرکت به اون شرکت سرگردون میشدم خب اگه حداقل مخارج من طبق هرم مزبو(مازو) تامین میشد یا بشه مرض که ندارم.(خوراک.لباس.مسکن)که البته 4 تا دیگه هم هست امنیت.ثبات.تفکر.تعالی) به نظر شما تو این اوضاع به کدوم سطح از رفاه میشه رسید(البته واسه ما جوونا)الان هم اومدم شهرستان .که تو شهرستانها کلمه تئاتر رو هم نمیتونن درست تلفظ کنن.نسل قبلی ما فرصت تجربه کردن داشتن اما نسل ما مثل مین خنثی کن ها اولین اشتباه برامون آخرین اشتباه.من نظرم اینه که شما هم به کسانی که میان حداقل فرصت بدین کمی تجربه کنن.یا کسی که تا حدی نیازتون رو براورده میکنه بیاد وکمی اشتباه کنه. کارفرماها تو ایران فکر میکنن ادماپیغمبرن ونباید اشتباه کنن. ما مشکل شدید اجرایی در سطح مدیران خردو کلان داریم.متشکرم از حوصله تون وخداحافظ

Posted by: محمود at November 12, 2006 8:19 PM

سلام فقط مي خواستم بگم كه ازينجا بسيار مي اموزم .
متشكرم.

Posted by: baran at May 12, 2006 1:18 PM

the problem is all of the ones you mentioned... A lot of us Iranians rather sit at home and make nothing, than working hard and earning something!! It is quite unfortunate!

Posted by: sooski at May 12, 2006 4:11 AM

والله 450000 حقوق کمیه متاسفانه ،
اینی هم که میگی درسته، اینکه همه میخوان مهندس دفتر نشین باشند و...خود من اینجوریم یعنی عادت کردم . 7 سال تو مهندسین مشاور کار کردم و سخته برام کار کارگاهی.

Posted by: holmes at May 11, 2006 11:23 AM

فروغ جان کاش توضیح میدادی منظورت از فنی دقیقا چه نوع رشته ای است. فنی آخر شامل مکانیک یا برق یا خیلی رشته های دیگر هم می شود

Posted by: roxana at May 11, 2006 9:28 AM

سلام خانم مهندس ن ن
ضمن اعلام همدردي با شما دوست بسيار قديمي که احتمالا من را به خاطر نداريد، در اراک دور باغ ملي ، مغازه اي هست که همه اطلاعيه ها را آنجا مي زنند ، اسم مغازه "فهامي " است لطفا اطلاعيه را بزنيد آنجا احتمالا مورد خوبي هم پيدا مي کنيد.

Posted by: آشنا at May 11, 2006 1:44 AM

salam
ba tashakor az weblog khoobetan
momken ast ke baraye man in agahi ra email konid?

moafagh bashid
saghar

جواب: ساغرجان.. ما مرد می خواهیم. چون کار واقعا مردانه است و باید مرتبا به کارگاه ها سر زد.

Posted by: saghar at May 10, 2006 9:18 PM

in aghaye ali ghadi too hamin weblogestan donbale kar migasht..paye safaresh ham ke khoobe...

جواب:
به همین آقای قدیمی اول از همه پیشنهاد دادم. گویا با زن قبلی اش آشتی کرده!

Posted by: anar at May 10, 2006 8:54 PM

نظر بدهيد





اطلاعات شما حفظ شود؟