« سیبستان | Main | نسیان »

چهارشنبه 6 اردیبهشت 85 :: April 26, 2006 

ثروت بی بدیل

بعضی سرمایه‌ها بی‌قیمتند. از‌آن جمله اعتمادی که طی سالها رابطه کسب می‌شود.. یا شهرت به‌راست‌گویی.. یا امانت‌داری..
بعضی‌ها چطورراضی می‌شوند این سرمایه‌ ناب خود رابا چند میلیون تومان پول کاغذی طاق بزنند؟

شاید هم از اول فقیر بوده اند و صورتشان را با سیلی سرخ می کرده اند؟

Posted by froogh at April 26, 2006 7:37 PM

نظر

بسیار بسیار از نوشته های شما لذت بردم.بار اول بود که در وبگردی با شما برخورد کردم.لحن صمیمانه ات مرا جذب کرد.خوشحال میشم در تماس باشیم.

Posted by: نادر at April 29, 2006 12:31 AM

سلام ... حتما همینطور بوده و سرمایه تقلبی و از سر بی آبی بوده والله آب که باشد خیلی ها شناگر قابلی میشوند !!!

Posted by: هستی at April 28, 2006 1:52 AM

یکمی از منطق پول پرستی
آیا پول هدف است؟ مردم می گویند : نه
اما این وسیله یعنی پول این قدر قوی است که هرچیزی با آن به دست می آید. به عبارت دیگر هر چه می خواهی در این دنیا با پول به دست می آید

. هدف که هر چه باشد فقط از راه پول به دست می آید

پس هیچ چیز مهم تر از پول دار شدن نیست.
اول همه ما پول را به خدایی قبول می کنیم بعد کرنش می کنیم بعد خودمان با حیرت به خدای خودمان و پیروانش نگاه می کنیم و می گوییم: عجب طرفدارانی ، عجب قدرتی.
تو گویی این جنگل پول پرستی را ماورازمینیان برای ما ساخته اند

Posted by: خسرو at April 27, 2006 4:47 PM

چه عجب! بالاخره می شه نوشت... این روزا به کمتر کسی می شه یه تراول 500 تومنی داد و توقع دوباره دیدنشو داشت. اعتمادهای عمیق تر باشه طلبمون!

Posted by: simsayyar at April 27, 2006 1:06 AM

عزیزم! هر سرمایه ای که محاسبه پذیر باشد قیمتی هم دارد و اگر برآورد ما بر بی قیمتی سرمایه ای گواهی می دهد در واقع به ارزش افزون تر آن سرمایه نسبت به قیمت های پیشنهادی دیگر برای تملک نسبی یا کامل بر آن اشاره دارد ... و اعتماد و شهرت نیکو نیز در موقعیت های مختلف از شرایط منطقی خاصی پیروی می کنند که در تعیین مختصات کردن های مداوم شان باید به صرفه بودن آنها اثبات شده و گواه شود وگرنه... ـ

Posted by: روزمره ها at April 26, 2006 11:06 PM

سلام

Posted by: حسین شکر بیگی at April 26, 2006 9:02 PM

این صورت را با سیلی سرخ کردن همون مثلی است که دزد با چراغ گزیده تر برد . . .یعنی برای اون بی آبروئی داره ریاضت می کشه . . چون می خواد بیشتر بدزده . . .

Posted by: parviz at April 26, 2006 8:49 PM

نظر بدهيد





اطلاعات شما حفظ شود؟