« حال بد | Main | قفس زیبای من »

شنبه 13 اسفند 84 :: March 4, 2006 

هیچ

حداقل حقوق کارگران از ۱۲۲۰۰۰ تومان به ۲۲۰۰۰۰ تومان افزایش یافت.
همه بچه‌های شرکت به‌جز مدیرمالی‌مان خوشحالند. روزنامه کار و کارگر بین‌شان می‌چرخد و یواشکی به من و پدرژپتو که حیرت‌زده به خبر همشهری چشم دوخته‌ایم، می‌خندند.
من توی ذهنم به‌این فکر می‌کنم که تجهیزات مکانیزه کردن خط را در اسرع وقت تهیه کنم تا نیروی کار اضافی حذف شوند. پدرژپتو با کارخانه شرکت جدیدمان تماس می‌گیرد و به مدیرکارخانه دستور می‌دهد تولید  ۱۵ روز تعطیلی اول سال، کاملا قطع شود و کسی اضافه‌کاری نکند. دستور قطعی را بعدا ابلاغ خواهد کرد.
مدیرمالی سرش را تکان می‌دهد.. نمی‌داند خواب خوش کارگران را برهم بزند یا یک دلداری فورمالیته به‌ما بدهد؟
اگر امسال صد کارخانه شش ماه حقوق نداده‌اند، سال بعد همین موقع اکثر کارخانجات تولیدی، شش ماه حقوق معوقه خواهند داشت.

Posted by froogh at March 4, 2006 7:23 PM

نظر

اتفاقی این نوشته ها رو دیدم خوب بود خیلی خوب و صمیمانه.


تقدیم به نویسنده گانش
میان جنگل تیرآهن

این شهر

آوازی بلنداست

ودربلوای آن توی درونم

کودک احساس می گرید

دودست نونهالش را

نمی داند چرا

درهیچ می پیچد

ومی آویزداوخودرا

میان آسمان خانه

ازمشتی هوای پاک آلوده

ودرآن دورها

یک کلبه در جنگل

میان سبزی مواج کوهستان

چرا تنهاست ؟


مسعود آزاد

Posted by: masuod azad at March 6, 2006 3:53 AM

مرسي خبر خوبي بود

Posted by: jodie at March 5, 2006 9:15 AM

حکومت کردنشان به الله بختکی ترین شکل در حال جریان است.

Posted by: pouyan at March 4, 2006 11:33 PM

نظر بدهيد





اطلاعات شما حفظ شود؟