« مزخرف | Main | آه »

پنجشنبه 25 اسفند 84 :: March 16, 2006 

آخرین گند 84

هرچه نه ماه اول سال را با موفقیت گذراندم، در عوض این سه ماه آخر هی بدبیاری پشت بدبیاری نصیبم شد. از جواز حمل نگرفتن محصولاتم بگیر تا مشکلات زندگی شخصی‌ام که قاطی کار شده و امروز هم به‌عنوان ختم کلام به‌دادگاه احضار شدم.
دوماه قبل یکی از کارگرانمان آسیب دید. مخارج آسیب‌دیدگی‌اش را دادیم به‌علاوه کمک‌های دیگری که می‌شد بکنیم. بیمه مسئولیت هستم اما نمی‌دانستم که ظرف ۴۸ ساعت باید به‌بیمه خبر بدهم وگرنه دیگر نمی‌توانم از آن استفاده کنم. کارگرمان به وزارت کار شکایت کرد اما چون در خارج از حیطه مسئولیتش آسیب دیده‌بود شکایتش به‌جایی نرسید. امروز حکم دادگاه برایم آمد و متوجه شدم با‌وجود این‌که صحیح و سلامت است، به قوه قضاییه شکایت کرده‌است. شنبه تاریخ دادگاه است و من به‌بهانه سفر آن را موکول کردم به ۵ فروردین تا ببینم اگر نشد که رضایتش را بگیریم، لااقل وکیل بگیرم.
جالب است که هرقدر هم به قشر کارگر برسی و حمایت‌شان کنی، آخر سر دستت را گاز می‌گیرند.
امشب با‌خودم فکر می‌کردم چقدر دلم می‌خواهد از این‌کار کناره‌گیری کنم.
مدیریت شغل بسیار جالبی‌ست. اصولا مقام جالب است. حس جاه‌طلبی آدم را کاملا ارضا می‌کند. مقام حتی با پول قابل مقایسه نیست. اما یاد زمانی افتادم که در شرکت قدیم کارمند بودم و از این دست اتفاقات زیاد می‌افتاد. یکی را برق می‌گرفت، دیگری دستش می‌رفت زیر نوار نقاله، دیگری از داربست پرت می‌شد و یکی دیگر با گاز‌گرفتگی فلج می‌شد. ماهیت کارمان خطرات زیادی داشت و بلاخره هر شش ماه یک‌‌بار یکی از سیصد و پنجاه نفر بلایی سرش می‌آمد. این اتفاقات به‌شدت ناراحتم می‌کرد و غصه زیادی می‌خوردم. اما غصه خوردن تفاوت زیادی داشت با این‌که مسئول باشی و به‌خاطر یکی از مسائل سرو کارت به‌دادگاه بیافتد و حکم جلبت را بدهند.
امشب تنها حسی که برای این قضیه ندارم، حس غصه‌خوردن است. فقط به وکیل فکر می‌کنم و به این‌که با کمترین مبلغ بتوانم رضایت بگیرم.
خیلی دوست دارم کارم را عوض کنم. در کل هروقت کم می‌آورم دلم می‌خواهد یک‌کاره دیگری باشم.
این سال گند کی خیال دارد تمام بشود؟

Posted by froogh at March 16, 2006 9:53 PM

نظر

سال نو مبارک
وقتی همه مقررات داخل و خارج کارخونه با عقل سلیم جور در بیاد و وضع اقتصادی هم پذیرفتنی باشه مسئولیت هر کس به اندازه توانش می شه وگرنه آدم همه نابسامانی های بزرگ تر از حد یک فرد رو باید تحمل کنه. امیدوارم این مشکل عادلانه حل بشه من جای تو بودم صفاتی رو با احتیاط برای کارگرها عمومی می کردم کما اینکه همین کلیشه ها برای کارفرما هم گفته می شه، حوادث ناشی از کار قابل پیشکیری هم هستند اصولا میزان حوادث از یک حدی که بالا می ره استاندارد ها رو عوض می کنن.

Posted by: خسرو at March 17, 2006 1:29 PM

harfeh ghashangi zadi magham,fekr konam haleh badshansi akhareh sal ham hamin magham betooneh bashe.
khoda koneh zood tar ghaziyeh hal she o khialetoon rahat beshe.
saleh no mobarak.

Posted by: ayat at March 17, 2006 1:26 AM

چهار پنج روز ديگه دندون رو جيگر بذار تموم ميشه ...

Posted by: ساحل افتاده at March 16, 2006 10:46 PM