« این نیز بگذرد | Main | اكتشافات من »

یکشنبه 23 بهمن 84 :: February 12, 2006 

روزمره

من خوبم. گرفتارم. برادرم براي مسافرت به‌تهران آمد و به‌خاطر يک پيشنهاد کاري فعلا مانده‌ تا مصاحبه‌اش را بگذراند. بايد براي متوني که ترجمه مي‌کند کمکش کنم. ضمنا مهمان‌داري هم بکنم.
زندگي‌ام رنگ‌وبوي خوبي مي‌گيرد وقتي به‌جاي اينترنت و کامپيوتر با آدم‌هاي واقعي سروکار دارم.
...
مشکلات کاري‌ام تقريبا حل نشده. از هزارتن باري که مجوز نگرفته مشکل ششصد تن حل شده و مابقي بلاتکليف است. شب عيد و حقوق و عيدي بچه‌ها به‌علاوه کلي بدهي ديگر که قرار بود خيلي مرتب و بي‌مشکل بگذرد. حالا مرتب فکرم را مشغول کرده‌اند. يک دليل ننوشتن هم شايد همين باشد.
اين کيبورد سرکارم متفاوت است. نمي‌دانم ويرگولش کجاست! ببخشيد که بعضي‌جاها بي ويرگول نوشته‌ام.
راستي مکاشفه عزيز .. چند بار زنگ زدم تلفنت جواب نداد.

Posted by froogh at February 12, 2006 8:29 AM

نظر

چطوری فروغ؟

Posted by: نارنج at February 17, 2006 8:22 PM

راستش خیلی وقت بود که بهت سر نزده بودم. مطمئن نبودم که هنوز مینویسی. ولی ظاهرا شما هم کاملا معتادی! موفق باشی. برم ببینم بقیه را چی نوشتی.

Posted by: قهوه چی at February 16, 2006 11:43 PM

چقدر دلم ادمای واقعی می خواد

Posted by: lotus at February 16, 2006 10:37 PM

خوبيت به اين است كه ما را از همين روزمرگي بي نصيب نمي گذاري... خسته كننده شده فضاي وبلاگهايي كه تا امر و كلمه ي خاصي نباشد چيزي نمي نويسند... باد صبا به روز شد

Posted by: باد صبا at February 15, 2006 10:51 AM

خوب است که خبری از خوب بودنت دادی.

Posted by: صاحب فراموش خانه at February 13, 2006 11:00 AM

اگر تو هم چون شب تار فکر نمی کنی و از دوست داشته شدن نمیهراسی :تو را دوست دارم
چون نان و نمک
چون آبی خنک
که شب هنگام از خواب بیدار شده
و با عطش از شیر آب می نوشم

Posted by: aref at February 13, 2006 1:19 AM

Glad to find ur blog

Posted by: Winston at February 12, 2006 2:59 PM

قدر آدمهای واقعی را بدان که همیشگی نیستند.

Posted by: آورا at February 12, 2006 2:41 PM

نظر بدهيد





اطلاعات شما حفظ شود؟