« خودکاوی | Main | کدام درست است؟ »
دوشنبه 28 آذر 84 :: December 19, 2005
وبازهم کتاب
دیشب سرانجام کتاب " عقاید یک دلقک " نوشته هانریش بل را تمام کردم. مثل اثر دیگری که از نویسنده خواندهبودم، سیمای زنی در میان جمع، خیلی زیاد حرف زده بود اما تمام حرفها دوستداشتنی و جالب بود. فقط اواخر کتاب بهشدت دلم میخواست تمامش کنم تا از شرش راحت شوم! درست همان احساسی که از خواندن کتاب اولش داشتم. به نوعی شبیه وبلاگهای جالبیست که هم زیادی طولانی مینویسند و هم نوشتهها را آنقدر دوست داری که نمیتوانی از خیرشان بگذری..
سه کتاب دیگر برای خواندن دارم. " آبیتر از گناه " که به خاطر جایزه گرفتنش خریدهام و امیدوارم پشیمانم نکند. یک کتاب پلیسی( که جزو گروه مورد علاقه من هستند برای خواندن!) و کتاب" پاسخ به تاریخ" که نویسندهاش شاه سابق است.این آخری را مدتهاست دوست دارم بخوانم و هی فکر کردم ممکن است بخرم و حوصلهام نیاید. بلاخره خریدم و بعد از آن دوتا در صف خواندن است.
یک لینک خوب هم دارم برای کسانی که دنبال رژیم غذایی به خصوص برای دیابتیها هستند. تا امروز هیچ کتابی در اینباره که به زبان ساده و فارسی برای کسی مثل مادر من توضیح بدهد چه بخورد و چه وقت بخورد، پیدا نکردهام. حالا این را برایش ترجمه میکنم و میفرستم. ضمنا برای غیر دیابتیها هم مفیداست. براساس نیاز کالری برای افراد مختلف دادهشده و برخلاف متخصصان تغذیه که گیجت میکنند، خیلی راحت برای هر میزان کالری، غذای معادلش را نوشتهاست.
اینهم یک لینک دیگر مخصوص خودم!
Posted by froogh at December 19, 2005 8:02 PM
نظر
سلام
فکر مي کنم سوء تفاهم شده و البته حق داشتيد که آنطور برداشت کنيد.
منظور من اين نبوده که شما قصد تخطئه ديگران را داريد. منظور من دقيقا آن احساسی بوده که در مورد وبلاغ شما و بعضي از وباليغ ديگر دارم و در زير آن نوشته آورده شده است. و جداي از مطلب طنز گونه اي که نوشته ام براي شما به عنوان يک انسان و يک مدير علاقمند احترام زيادي قائل هستم
Posted by: بهار at December 22, 2005 11:13 PM
سلام . گفتم حالا که ماه به ماه نمی توانم ، لا اقل سال به سال که ميشه رفت و حال و احوالی پرسيد ... من يه کتاب هفته پيش ميخواندم از خاطرات يکی از اعضای چپ ، آدمهای پر شور و جوانی که درس و تحصيل را با جان و دل در گرو خدمت به هموطنانشان گذاشتند و در گروهايی قانونی و مخفيانه راهی وطن شدند .....خلاصه ی اين خاطره اينکه چهار نفر از اين ياران شوريده دل بعدها خودشان وزيرهای کابينه رژيم شاهنشاهی شدند . يکی از آنها هم در رکاب شاهنشاه و يکی از مشاوران نزديک او شد ، او سيروس نهاوندی ست خاطرات آن هم اگر به ايران آمده بخوانيد . بدرود
Posted by: شیپور at December 22, 2005 10:22 AM
سلام
چند شب پيش در اينترنت مي گشتم ، اين لينک را ديدم که راجع به شما نوشته
و نسبتا هم قشنگ هست
http://b-612.blogspot.com/2005/08/7-8.html
Posted by: رهگذر at December 22, 2005 2:19 AM
!آبیتر از گناه محشره
Posted by: نون-جیم at December 21, 2005 3:54 PM
اگر كتاب آبروي از دست رفته كاترينا بلوم هانريش بل را نخواندي حتما بخوان و رمان و حتي يك كلمه هم نگفت ... اين دو كتاب از آن نوشته هاي بل است كه دلت نمي خواد تموم بشه و كنارش بگذاري.
Posted by: ساحل افتاده at December 20, 2005 11:40 PM
خوش به حالت فروغ جان. من كه مدتهاست دن آرام را در دست دارم اما تمامش نمي كنم. و بدتر اينكه كلي كتاب نخوانده هم چشم براهم هستند در كتابخانه
Posted by: باد صبا at December 20, 2005 4:12 PM
حالا که لينک بازي شده اين هم برای تو :
Posted by: Sh. at December 20, 2005 6:35 AM
از لینک مخصوص خودتان بیشتر خوشم آمد. ممنون
Posted by: یک امیر at December 20, 2005 12:31 AM