« واگویه | Main | خط بطلان بر گذشته »
دوشنبه 23 آبان 84 :: November 14, 2005
اینترنت بی نوا
فردا صبح زود باید بروم ماموریت. الان هم خستهام و به شدت خوابم میآید.. فقط فکر کردم چیزکی بنویسم تا مزه تلخ نوشته قبل لااقل از دهان خودم پاک شود. حالم بد میشود وقتی چشمم به آن میافتد.. مخصوصا که تازگیها دیربهدیر حرف برای گفتن پیدا میکنم و میترسم مدت زیادی تا این صفحه را باز میکنم، آن را ببینم.
بعضی چیزها شاید واقعیت زندگی باشد، اما یادآوری مرتبشان جز اینکه انرژی آدم را بگیرد و ادامه راه را با هنو هن بروی، کاری ازپیش نمیبرد.
...
امروز مدیرعامل مهربان را به شدت عصبانی کردم. البته خودم هم به همان شدت خجالت کشیدم. یک بیدقتی بزرگ در محاسبه داشتم. بیدقتی خاصی که اگر مثلا مدیرمالیمان انجام میداد، به خودم یا به خودش میگفتم امان از دست این مالیچیها که هیچ حسی از اعداد روی کاغذ ندارند!
عصر تا دیروقت با مدیرعامل نشستهبودیم و کار میکردیم. لابلای کار معذرت خواستم و گفتم که اشتباهم بد بوده و میفهمم. گفتم متوجه شدهام که تازگیها بیدقت شدهام و توجه و تمرکز ندارم. نکند آیکیوام کم شده باشد؟ نکند خنگ شدهباشم؟
مدیرعامل مهربان گفت: هرکاری یک پرنسیپی دارد. تو پرنسیپ دقتت را داری از دست میدهی!!!!
والله من که نفهمیدم منظورش چه بود؟!! ولی هرچه بود، خوب نبود. دستآخر هم گفت : احتمالا به خاطر اینترنت است که افراد را سطحی و بیدقت میکند. این خاصیت تو را در خیلیها که زیاد اینترنت بازی میکنند، دیدهام!!
خلاصه همه راهها به رم ختم میشود. این یکی تحفهترین گلهای بود که از بابت اینترنت نصیبم شد!
Posted by froogh at November 14, 2005 10:37 PM
نظر
modiretan kamelan dorost gofte shoma bayad modati alakolang bazi konid albate bedone moarefi namishvad
Posted by: fluoxetine at November 23, 2005 5:54 PM
اراده را گذاشته اندبرای تغییر اصلا نگران نباش
Posted by: میترا at November 19, 2005 3:38 AM
در مورد شما نميدانم ولي تاثير آن را روي زندگي خودم بيشتر ميبينم ... گوشهگير و كم حرف تر شدهام و البته در امور ظاهري كمي بينظم تر و كم دقت ... در مورد من اين انتقاد صادق است
Posted by: دختر كولي at November 18, 2005 10:45 PM
فروغ جان سلام
من راستش دارم يک سري مي روم لندن. امسال ايران نمي ايم ... اما سال ديگر برنامه شايد ... حتما بهت خبر مي دهم وقتي که امدني شدم
مراقب خودت باش
ليلاي ليلي
Posted by: ليلاي ليلي at November 18, 2005 6:09 PM
گاهي اتاق كلافه مي شوم از حرفهاي پيچيده ي غير مستقيم شنيدن. اينكه مديرعامل به تو گفته يكي از اين وقتهاست. كتابخانه مان سوخت. بيا باد صبا به بهانه اش به روز شده.
Posted by: باد صبا at November 17, 2005 3:35 PM
Dear Forugh
There is no relationship between them. In otherwise, such relationships could be found between other different things; let say watching TV, reading books,...etc. Well the fact is that, from time to time, people feel that they are being exhausted. I think this is true for your case. Being a single woman, having serious responsibilities in your job as a female,...make you feel in such a way. What I can say is that just don’t give up. Never forget that you have some friends to share your ideas. Take care & Bye.
Posted by: king of sorrow at November 16, 2005 1:47 PM
be nazaram charand gofte. roozi do ta capsule roghane mahi bokhor deghghat va hafezeat miad sare jash. man tazmin mikonam. ghorbanet.
Posted by: shiwa at November 16, 2005 1:50 AM
نمی توان اینطور مطمئن در مورد اینترنت بازان جمع زد. اما در اینکه اینترنت و خاص تر از آن وبلاگ خوانی گاهی آدمها را به شدت سطحی می کند و نگاهشان را از عمق به سطح می آورد شکی نیست. اما هر چیز جدیدی خوبی هایی دارد و بدی هایی. معمولا هم افراد مسن تر با پدیده های جدید همیشه با بدبینی نگاه می کنند. حتما مدیر مهربان هم از این دسته است. وگرنه حواس پرتی در محاسبات چه ربطی به اینترنت دارد؟
Posted by: بانوی خرداد at November 15, 2005 4:35 PM
بي دقتيها گاهي لازم هستند تا زندگي را از حالت ماشيني و تلخش در بياورند...
Posted by: سياوش at November 15, 2005 11:56 AM
ba bakhshe aval goftehash moafegham.vali dar morede internet shayad kamlotfi nashi az kametelaee bashad. shayad.
pas shoor o angizeh ra che bayad kard. yani hich?
shad zi
Posted by: Melikbaba at November 15, 2005 11:43 AM
سلام.
گمان نميكنم حرفاش خيلي درست باشد!
Posted by: كوواش at November 15, 2005 7:10 AM
مطمئن باش اینجوری نیست.
موفق باشی
Posted by: سرزمین رویایی at November 14, 2005 11:07 PM