« پیری و هزار عیب و علت :) | Main | سینما »
چهارشنبه 23 شهریور 84 :: September 14, 2005
اعتماد به نفس زیادی
خیلی خستهام. صبح تا غروب را ماموریت بودم و بعد هم با لجبازی عجیبی که در مورد ورزش در من بیسابقه است، رفتم باشگاه!! لابد خیلی کار جالبیست که در ظرف یک ربع دوش میگیرم و با حالت دو سراغش میروم.
فردا هم ماموریتم. اینبار برای کارخانه خودمان میروم تا ببینم وضع محصولی که رطوبت دارد و در حال اصلاحش هستیم، چطور است. عصر هم مهمانی و سینما.
جمعه وضع هیجان انگیزتر خواهد بود! صبح قراری با چهار نفر دارم برای یک کار.. عصر ساعت ۵ یک قرار دیگر..ساعت هفت تئاتر آییش که بیصبرانه در انتظارش هستم.. برای شام هم مهمانی دعوتم که انگار به آن نخواهم رسید. ساعت ۹ کی حال دارد از چهارراهولی عصر به سمت دربند بدود؟!
خلاصه یک وقتهایی از زور بیبرنامگی در حال پوسیدنم و یک وقتهایی هم مثل این روزها نمی دانم چطور زمان را تقسیم کنم.
....
از دیشب در حال مرور کارهای این مدت هستم. اخلاقم تند شده. گاهی ربطش میدهم به عوارض فلوکسیتین عزیز که دیگر نیست.. گاهی هم خوب که فکر میکنم میبینم سطح توقعم از افراد زیاد شده. انگار کمی هم مغرور شده ام. موفقیتهای این چند وقت، زیر سرم را بلند کرده. حالا دیگر نمیگویم شرکت قرار است فلان کار را بکند یا ما این کار را کردیم.. جمله بندیام خود محور شده و میگویم من تصمیم گرفتهام فلان و بهمان..
البته خداوکیلی زحمت زیادی میکشم. در میان کسانی که باهشان کار میکنم جز یکی دو نفر، اینهمه تلاش را نمیبینم. موفق بودنم مربوط میشود به سرسختیام و اینکه مطمئنم برای رسیدن به هدف همیشه راهی وجود دارد. امکان ندارد با بسته بودن چند در، مایوس شوم. تازه وقتی درها بسته میشوند، بازی برایم هیجان انگیزتر می شود!
برای همین از افراد توقع زیادی دارم. وقتی کاری را به نتیجه نمیرسانند یا می گذارم به حساب خنگیشان یا به حساب تنبلیشان. شاید درست نباشد شاید هم واقعیت باشد. نمی دانم.. گاهی از این بابت که موفقیت من تمامش مربوط به ویژگیهای فردی خودم است یا ربطی هم به جایگاه مدیریتیام دارد، دچار شک میشوم.. البته ته دلم میدانم دومی تاثیرش زیاد نیست.
Posted by froogh at September 14, 2005 9:49 PM
نظر
به نظر من انرژي خود را صرف خود موقعيت كنيد نه صرف نگراني جلوتر اگر براي اولين بار كاري انجام مي دهيد اين حس را در خود بوجود بياوريد كه قبلا اين كار را انجام داده ايد و در ذهن خود تكرار كرده و تمرين كنيد و انرژي خود را صرف موقعيت خودش كنيد زيرا در آن صورت هميشه بازنده خواهيد بود
Posted by: محسن at June 2, 2006 6:10 PM
سلام... وقتي ساعت و تعداد قرارهات رو خوندم ياد اون تركه افتادم!! البته بلانسبت..!!! ميگفت: والله نميدونم ساعت 10 با يك نفر قرار دارم يا ساعت 1 با ده نفر!!! ....
Posted by: حسين at September 15, 2005 1:48 PM
اعتماد به نفست زيادی نيست. اندازه است!!!
بعدش هم نکنه جمعه تئاتر رو بی خيال بشي و بری به هوای شام دربند؟؟؟؟
Posted by: سايه at September 14, 2005 10:40 PM