« لالایی ناخواسته | Main | ؟؟؟ »
یکشنبه 23 مرداد 84 :: August 14, 2005
این نیز بگذرد
خیلی چیزها در زندگی هست که هنگام بودنشان عظمت داشتنشان را نمی فهمیم.. چیزهایی که میشود بسیار کوچک یا بسیار بزرگ باشند. کوچک مثل یک خواب آرام.. بزرگ مثل مادر و پدر.. عظمت این داشتهها را اغلب با نداشتنشان درک میکنیم.
سالها قبل بعد از اتفاق بزرگی که در زندگیام رخ داد، معنای هستی برایم رنگ دیگری گرفت. مهمترین درسی که از آن اتفاق گرفتم، لذت بردن از هر لحظه بود.. از داشتن هر چیز در همان وقتی که هست.. به این درس وفادار بودم و هستم.. حتی لقمهای نان را که سق میزنم، فکر میکنم شاید روزی بیاید که توان این لذت را نداشتهباشم. سعی میکنم با تمام ذرات وجودم و در عین هشیاری لذت ببرم. حتی یاد گرفتم سختی زندگی، هرچند بزرگ، ارزشش بیش از خود زندگی نیست. همه اینها را مرتب به خودم یادآوری میکنم که نه این رنجی که میبری، ماندنیست و نه آن لذتی که میبردی با تو ماند.. میگویم تا شاید تلخی درد را با شیرینی فکر گذرا بودنش تاخت بزنم..
...
گتسبی بزرگ را خواندم. فکر میکنم کتاب به زبان اصلی باید چیز شاهکاری باشد. موضوع کتاب جالب و پر کشش است. پرداخت همه اتفاقات و آدمها به بهترین نحو انجام شده.. ترجمه کار مرحوم کریم امامیست. بسیار سخت و پر از اصطلاحات عجیب و غریب که مفهومشان در بار اول خواندن، برایم مشخص نشد. از آن دست کتابهاییست که ترجیح میدهم بازخوانی کنم.
داستان کتاب در مورد زندگی آدم نوکیسهایست که افکارش را برپایه توهمی از یک عشق گذشته، بنا کرده و زمانی که با آن در زمان حال روبرو میشود، شالوده زندگیاش به هم میریزد.
خواندنش را به همه کسانی که دنبال یک اثر خوب هستند توصیه میکنم. فقط کاش کسی مثل بهمن فرزانه یا پرویز داریوش یکبار دیگر آن را ترجمه میکرد.
Posted by froogh at August 14, 2005 7:04 PM
نظر
forogh jan agar gereftanet oo koshtanet khodam barat kompoot miaram . negaran nabash . ama khodet ro adat bede ke sigaraye khafan bekeshi . bahman oo winston oo az in harfa ;)
Posted by: آريا تهم at August 18, 2005 12:46 AM
ایستادن در تاریکی و ندای "هل من مبارز" برآوردن متاسفانه قرنهاست که به عنوان تهدید مطرح میگردد، چرا از نور میترسند؟
Posted by: رویا - بانوی کوچک at August 17, 2005 1:55 AM
foroogh jan in darke payine ishoon ro miresoone, vagar na az neveshteye shoma, manzoore asli va delneshinet be rahati bardasht mishod... delaraam bashi.
Posted by: marmar at August 16, 2005 2:27 PM
چه قلم زيبائي داري ... و نامي زيباتر
Posted by: دختر كولي at August 15, 2005 12:34 PM
يه چيزي هست كه زندگي در لحظه رو به چالش ميكشه. اونم آينده نگري افراطي يا آينده محوريه كه تو ما ها وجود داره و ناشي از عدم امنيت اجتماعي اقتصاديه.شايد اين عدم امنيت بزرگترين تفاوت جوامع جهان سومي با جوامع پيشرفته باشه. به هرحال اينقدر همه جا صحبت از پيشرفت و آينده و برنامه هاي دراز مدت براي زندگيه كه آدم وقتي مي بينه يه نفر داره از مزه نوني كه همين الان داره سق ميزنه حرف ميزنه يه جور احساس خوب از چيزايي كه داره بهش دست ميده و تصميم ميگيره اون بلوزي رو كه شيش ماه پيش كادو گرفته همين فردا از تو كيسه در بياره و بپوشه!:)
Posted by: نويسنده آماتور at August 15, 2005 11:35 AM
اکثر رمانهایی که ترجمه است پره از مشکلات ادبی و ترجمه ای....
Posted by: نرجس at August 15, 2005 10:12 AM
خيلي تند ميري داري از خطوط قرمز ما هم رد ميشي اي واي بر ان روز كه كاسه صبر ما از دست شما ها پر بشه چنان بلايي به سر همتون مي ياريم
فقط چند روز به اسلامي شدن حكومت جمهوري اسلامي به معناي واقعي مانده تا 1يا 2 ماه ديكه خواهيد ديد بر اون اصلاحاتي كه 8 سال براي اون زحمت كشيدن و به جز فساد و بي ابرويي براي اين جمهوري اسلامي فاييده نداشت در اين مدت چه خواهد امد و اولين شعله هاي اون رو هم در 1-2 هفته اينده خواهيد ديد .
فروغ:
آقا یا خانم بی نام : ایمیل شما درست نیست. نشانی دیگر هم ندارید تا جوابتان را بنویسم. بهتر است نوشته را یک بار دیگر بخوانید و دوباره منظورتان را تکرار کنید. منظورتان از خطوط قرمز چیست؟ تند روی را در در چه دیدید و می بینید؟ نوشته من یک نوشته صرفا شخصی ست درباره گذشت زمان و جوانی ام که توان خیلی لذتها از جمله خوردن را از آدم می گیرد. ارزش هایی مثل پدر و مادر که بزرگی شان را زمان نبودشان حس می کنیم. درست نفهمیدم یا بهتر است بگویم اصلا نفهمیدم چه می گویید؟ نکند کتاب رمان خواندن جرم باشد؟
Posted by: islam at August 15, 2005 9:28 AM
poste ghablie man ham raje be in bood, taghriban...
are hamintore ke migi foroogh jan,
gahi hes mikonam agar alan bemiram khoda be khatere hameye lezat hayi ke az nematash nabordam, moakhezam mikone....
delaraam bashi dokhtare khoob :) man weblogo neveshtehato kheyli doost daram.
Posted by: marmar at August 14, 2005 10:44 PM
تنها صداست که میماند
Posted by: Ali at August 14, 2005 7:16 PM