« التماس برای احقاق حق | Main | فیلتر اصول گرا »

چهارشنبه 12 مرداد 84 :: August 3, 2005 

لکه های سپید در میان هجوم سیاهی

تا ظهر در قلعه حيوانات بودم. با آدم‌هاي مختلفي ديدن کردم.
کم پيش مي‌آيد خودم به آنجا بروم. نماينده‌اي تمام وقت داريم و فقط مواقع ضروري که سوال فني مطرح باشد يا بخواهم از اعتبارم خرج کنم، خودم مي‌روم. تازگي‌ فهميده‌ام رشوه را نيز بهتر است خودم ببرم. نماينده ها ثابت نيستند و هدايايي که آن‌ها مي‌برند، بيش از آن‌که بخواهد به نام شرکت تمام شود به نام خودشان تمام مي‌شود. البته اين رسم ماست که معمولا به آدمي احترام مي‌گذاريم که از دستش نان مي‌خوريم. توصيه مدير‌عامل مهربان بود که براي دادن هديه خودم حضور داشته باشم تا فرد گيرنده چهره مرا به خاطر بسپارد.
امروز نرفته بودم تا رشوه‌اي بدهم. مسئله هم فني بود و هم بايد از اعتبارم مايه مي‌گذاشتم. مدير ارشدي که به ديدنش رفته‌بودم، مرا نپذيرفت. سرش شلوغ بود و مرا فرستاد سراغ معاونش. آقاي معاون آدم خوبي‌ست. جزو استثناهاي آن سازمان. امروز فهميدم که همين آقاي مدير هم يکي از معدود آدم‌هاي سالم آن قلعه است که به خاطر اعتقاد محکمش و  سلامت نفسي که دارد، بارها و بارها مورد آزار قرار گرفته. آقاي معاون حرف‌هايم را شنيد. کمک هم کرد. بقيه کساني هم که سراغ‌شان رفته‌بودم، بس که پيله‌شان شدم، کارم را راست و ريست کردند. نتيجه نهايي شنبه معلوم مي‌شود. شنبه باز بايد بروم.
....
تصميم گرفته‌ام وقتي که براي اينترنت صرف مي‌کنم، به يک ساعت در روز تقليل دهم. اينجا نشستن همه زمان مفيدم را هدر مي‌دهد و تقريبا هيچ عايدي هم ندارد. شبيه روزنامه خواندن است. وقتي کامپيوتر را خاموش مي‌کنم، تقريبا نود درصد آن‌چه خوانده‌ام از يادم رفته است. آن تمرکزي که هنگام خواندن کتاب دارم، اين‌جا ندارم. همه چيز را سرسري نگاهي مي‌کنم و به يک آدم ساده‌خوان و ساده‌پسند بدل مي‌شوم. براي همين بايد خودم را رها کنم. مطمئنا من معتادم. چراکه با وجود همه دانسته‌هايم مي‌دانم باز بر‌سر قولم نخواهم بود.

Posted by froogh at August 3, 2005 7:20 PM

نظر

من با خودم عهد کردم زیاد وبلاگ نخوانم و بیشتر وقت وبگردی ام را صرف خواندن اخبار و تحلیل ها و اینها کنم. خلاصه اینکه هم دردیم فروغ جان.

Posted by: احمدرضا at August 7, 2005 2:39 PM

به باور گشت زدن در دنیای اینترنت نشستن در یک اتاق ( من نمی دانم اطاق است یا اتاق)بهر حال زندگی کردن دریک اتاق شیشه ایست و برای خالی شدن از بار منفی فشارهای سیاسی که ما ها دنبال میکنیم مفید است

Posted by: سردبیر دیپلم at August 3, 2005 9:23 PM

نظر بدهيد





اطلاعات شما حفظ شود؟