« التماس بلیط | Main | زندگی ... »

جمعه 24 تیر 84 :: July 15, 2005 

افت نوازش خون

با برادرم فیلم ماهی ها را دیدم. خود خود زندگی بود. خستگی یک هفته را رها کردم و بسیار آرامم کرد. بعد هم پیتزا پنتری ویلا عجب چسبید. پیتزای سالامی توصیه می شود!

این فیلم ماهی ها حسابی مرا به صرافت عاشقی انداخت! واقعا وقتی آدم عاشق است، چقدر خوشبخت تر می شود:)

Posted by froogh at July 15, 2005 11:37 PM

نظر

و مرا به صرافت صبر... صبر... و صبر

Posted by: باد صبا at July 19, 2005 5:25 PM

مي‌دانيد خانم فروغ! هميشه اولين شروع كردنها خيلي سخت و طاقت فرساست. البته من كه مدتهاست وبلاگتان را مي‌خوانم و ... فقط به دليل سابقه‌ي برخوردهايي كه دوستان عزيزمان در حقله‌ي ملكوت، به ترتيب و به نوبت با حقير داشتند، واقعا ديگر جرات نمي‌كردم جايي كامنت بگذارم و حرفي بزنم. به خصوص در ساير وبلاگهاي ملكوتي. البته ممكن است با زدن اين حرف، تمام پلهاي احتمالي پيش رو را خراب كنم و بريزم داخل دره!! اما بگذاريد بگويم، كه نمي‌دانم چرا بسياري از وبلاگنويسان مشهور كه حالا ويزيتورشان از روي 1000 بالا مي‌زند و اسمي در مي‌كنند فكر مي‌نمايند كه از دماغ فيل پرت شدند پايين و بايد براي جواب گرفتن از آنها يك برقرار كردن رابطه‌يي، بهشان خواهش و التماس كرد كه مثلا شب جمعه است، خدا بچه‌هاتو زياد كنه، يه دونه لينك بهم بده... لپ كلام اينكه هر كسي به جايي مي‌رسد، اصلا براي ديگران در حد يك پاسخ دادن هم شخصيت قايل نمي‌شود... هرجا هم كه نشناسندت و بخواهي خودت را معرفي كني، مي‌گويند خودخواه و خودخور و خودستا و خودثنا و... اين همه حرف زدم و مقدمه چيدم تا بگويم اين لينك را يك نگاهي بيندازيد
http://www.iran-newspaper.com/1384/840117/html/iran.htm#s449103 و اينكه نظرتان چيست در مورد تبادل لينك؟ در اين ليست طويل گوشه‌ي وبلاگتان جايي براي من هم پيدا مي شود يا نه... اگر هم جواب منفي است لطف بفرماييد و پاسخ بدهيد. ايمليم كه نوشته. نه؟

Posted by: كوروش ضيابري at July 18, 2005 9:09 PM

rasti mikhastam beporsam ke shoma midoonid ke chetor mitooonam vase nooshi nazar bezaram( na email)?????

Posted by: elham at July 17, 2005 5:54 PM

salam are manam 4 bar filme mahiha ... ro didam va vaghean az zendegie oona lezat bordam ... faghat heyf ke ye jahaiiiii hazf shode bud

Posted by: elham at July 17, 2005 5:53 PM

سلام

Posted by: درويش بينوا at July 17, 2005 3:31 PM

خود خود زندگی بود. واقعا موافقم . كاش ميشد زندگي را هميشه اينجوري ديد.

Posted by: baran at July 16, 2005 9:40 PM

من هم موافقم باعشق همه چیز رنگ وبوی خاصی دارد دنیا رایه جور دیگه می بینی ....راستی می دونستی بعضی ها به دردی به اسم درد عشق دچارند این افراد تاوقتی عاشقند احساس خوبی دارند ووقتی عاشق نیستند دچار افسردگی هستند وبه عبارتی "درد بی عشقی زجانم برده طاقت ورنه من هم داشتم آرام تا آرام جانی داشتم "ولی این درد هم درمان ودارو دارد وبامراجعه به روانپزشک درمان می شود ولی خودمانیم درد عشق بهتر از بی عشقی هست...موافقی ؟

Posted by: مهرو at July 16, 2005 9:14 PM

bi eshghi ham dardist! va badtar inke hes koni hich kas be delet nemichasbe... ye joore ajibi azardahandast... shaad bashi aziz

Posted by: marmar at July 16, 2005 4:39 PM

salam, hamzaman be yade eshgh oftaadim foroogh! man ham avayele ashenayi ba webloget bargashtam archive 2saal pisheto khoondam, kheyli fargh daasht.... save shode daramesh hanooz, rango booye khaassi dasht...

Posted by: marmar at July 16, 2005 4:38 PM

ببين منظورم هوس بود. نه هوش.

Posted by: سایه at July 16, 2005 1:45 PM

پس از جمعه تا حالا تازه رفتي ديديش؟ من فکر کردم که همون روزا ديديش. خيلي فيلم خوشگلي بود. پر از رنگ و انرژِی. آدم هوش می کنه بره رستوران گيلکی.
کی پايه است؟

Posted by: سایه at July 16, 2005 1:45 PM

فروغ خانوم نازنین ! ای کاش می دانستی نوشته هایت چقدر ناراحت و افسرده ام می کند . ای کاش می دانستی چقدر حسودی ام می شود . شاید یک بار مفصل برایت نوشتم ! آن وقت به من حق می دهی که دلم بگیرد و ...

Posted by: tighmahi at July 16, 2005 3:54 AM

نظر بدهيد





اطلاعات شما حفظ شود؟