« * | Main | سیمای زنی به شکل آب پز »
دوشنبه 20 تیر 84 :: July 11, 2005
یوسف زیبای من!
همسايهی عزيز
نوشیجان
به من بگو به جز اين که خبر گرفتاریات را اينجا بگذارم و درخواست کنم که ديگران هم از گرفتاری حقوقی تو غافل نباشند و به قول ملکوت صدای تو را به عنوان يک زن انعکاس دهند تا شايد به گوش مسولان قضايی برسد، خودت بگو همسايهی سر به زير همهی ما؛ چه کار ديگری میتوانم بکنم؟
نوشی جان .. شاید قوانین گند این مملکت سراسر دروغ کمکی برایت نباشد، اما دعای ما حتما پشتیبانت خواهد بود. مطمئنم که پایان هر شب سیاهی، سپیده خواهد زد. امیدوار باش و انرژی مثبت این همه را جذب کن. دوستت داریم.
Posted by froogh at July 11, 2005 10:34 PM
نظر
سلام ... از غم نوشي ناراحتيم و از يه اتحاد غريب كه بين دوستان شكل گرفته مشعوف ... همونطور كه گفتيد ما تنها كاري كه از دستمون برميايد دعا هست، دعا ميكنيم، دعا، دعا ... به اميد روزهاي شادي براي نوشي
Posted by: meem at July 13, 2005 12:22 PM
فروغ عزيز
نوشي تصوير هزاران هزار زن ايراني ديگر است در برابر قانوني نا كار آمد
خدا كند ما با كمك هم بتوانيم به اين يكي از هزاران كمك كنيم
Posted by: واله at July 12, 2005 2:53 PM
فروغ عزیز
ازینکه باهم در غم نوشی سهیم هستیم احساس خوبی دارم ازدیروز برای نوشی فقط جز گریه کاری نکردم نمی دانم پدری که این چند سال بدون جوجه هایش زندگی کرده چرا این همه یک مادر را زجر می دهد ومن فکر کنم دلیلش جز لج بازی نمی تواند باشد گاه فکر می کنم شاید خیل عظیمی ازمادران چون تاب این رنجها راندارندزندگی مشترک را تحمل می کنند...
Posted by: آذرگیل at July 12, 2005 2:18 PM
جدا عالي بود
Posted by: smh at July 12, 2005 3:11 AM