« عوارض انتخاباتی | Main | صافی سوراخ دار »
سه شنبه 7 تیر 84 :: June 28, 2005
کتاب
آن پسر استخدام شد. با حقوق ماهانه دويست هزار تومان. امروز از پدر ژپتو دربارهاش سوال کردم. گفت آمده و استخدام هم شده. گفت از ديشب مدام به اين فکر مي کند که يک فارغالتحصيل دانشگاه سراسري با مدرک ليسانس، از فرط ناچاري باغبان شهرداريست.
آبدارچيمان هم ليسانس دارد. گفتهبودم.. نه؟
....
وضع و روزم از ديروز بهتر است. البته کماکان کلاس نرفتهام. با شوهرخواهر هم حرف زدم و دعوتش کردم. نقشههاي لولهکشي را هم به يک جايي رساندم.
....
سرعت کتابخوانيام بهشدت افول کرده. مدتهاست کتابي از اسپنسر جانسون را دست گرفتهام. نام کتاب راهنماي تصميمگيري بهتر است. بد نيست. اسپنسر جانسون کتابهاي مفيدي دارد از قبيل چه کسي پنير مرا جابجا کرد يا مدير يک دقيقه اي. سبک نوشتنش را در هيچ يک از کتابها، بهجز چه کسي پنير مرا جابجا کرد، دوست ندارم. ترجمه کتابهاي او نيز تقريبا از يک کنار افتضاحند. شايد به همين دليل برايم کشش ندارند. البته موضوعي که هربار به آن ميپردازد، بسيار مهم و تاثیرگذار است. بهجز ترجمه، اشکال ديگر کتابهاي او تکرار مداوم موضوعست که بعضي اوقات وسوسه ميشوي کتاب را نيمهکاره رها کني.
دو کتاب جديد هم خريدهام. همه نامها نوشته ساراماگو و خنده در تاريکي نوشته ناباکوف. دومي را به توصيه آقاي کتابفروش خريدم.
اخيرا کتاب چه کسي باور مي کند رستم را خواندم. نقدي که در سايت بيبيسي دربارهاش ديدم، با نظر من تفاوت دارد. موضوع بکر نبود و تقريبا کششي براي ادامه دادن در من ايجاد نکرد. فقط از يک بابت با نويسنده نقد موافقم : کتاب اشکالات نوشتاري بسيار دارد. گاهي آنقدر فاحش است که از درک جمله عاجز مي شوي. با همه اينها به خاطر جايزه گلشيري هم که شده بهتر است آنرا خواند.
هنوز بهترين کتابهاي داستانيام کوري و آدمکش کور هستند. در ميان نويسندگان ايراني کتابي که موضوعش متفاوت باشد و تو را به اين فکر بياندازد که چطور عقل نويسنده به انتخاب و نوشتن چنين داستاني قد داده، کمتر خوانده ام. شايد بهترينشان من او، نامها و سايهها، نيمه غايب و اسفار کاتبان باشد. البته کتابهايي که موضوعشان را بسيار خوب پرداختهاند، زيادند. از جمله نوشتههاي دولتآبادي و سيمين دانشور. اما موضوع انتخابي نو نيست. جاي خالي سلوچ دولتآبادي واقعا تکاندهنده است، اما علاوه بر موضوع کهنه داستان، به يک دليل ديگر دوستش ندارم. بسيار سياه و تلخ است. شايد تلخي و سياهي داستان جاويد اسماعيل فصيح قابل هضمتر از آن باشد علاوه بر آن موضوع بهتري هم دارد.
اينها برداشت شخصي من است.
راستي.. کسي کتاب خوب سراغ ندارد؟
Posted by froogh at June 28, 2005 8:06 PM
نظر
سلام
دوتا كتاب حضور ذهن دارم كه فكر ميكنم خوندنش مفيدباشه.
1رمان وقتي نيچه گريست
2چمران به روايت همسر شهيد
اميدوارم به اندازه ي من زمان خوندنش لذت نبري"ميترسم مثل من براي هميشه از پيدانكردن كتاب هاي خوب رنج ببري".(كتاب چمرات به روايت همسر شهيد واقعا گريه آوره"لازم به ذكر حجم اين كتاب فقط 40 صفحه است
فروغ:
ممنون از معرفی . حتما می خوانم.
Posted by: سيد علي at December 31, 2007 11:54 PM
سلام كتاب خاك خوب نوشته خانم پرل اس باك را حتما بخون
فروغ: مرسی از معرفی. خوندم ولی ربطی به این نوشته داشت یا همین طوری توصیه کردین؟
Posted by: rasool at May 30, 2007 5:17 PM
سلام.من دنبال نظردوستان کتابخون راجع به کتاب کوري بودم که به اين وب بر خوردم.کتابهاي زويا پيرزاد رو دوست داري؟اگه نه بدون که در موقعيتش قرار نگرفته اي مثل حال وهواي ..کلاريس ..در کتاب من چراغ ها را خاموش ميکنم....قربانت .آزي
Posted by: azi at February 12, 2006 11:04 PM
bsyar ale
Posted by: هبوط at October 26, 2005 2:33 PM
سلام. من چند کتاب خوب بت معرفی می کنم و از حالابت
حسودیم میشه تو برای اولین بار اونارو می خونی با اینکه خودم بارهاخوندمشون.1 خزه ترجمه احمد شاملو نوشته هربرلوپریه نویسنده فرانسوی.2دن ارام نوشته شولوخوف. ترجمه احمد شاملو. 3 پابرهنه ها نوشته زاهاریا استانکو ترجمه احمد شاملو.
خوش به حالت و موفق باشی.
Posted by: ali at July 21, 2005 5:26 AM
از مندنی پور کتاب خوانده ای فروغ؟
Posted by: صاحب فراموش خانه at June 30, 2005 12:14 PM
فروغ جان جدی جدی تولدته؟ اگه اینطوره کلی تبریک.
Posted by: باباودخترش at June 30, 2005 8:46 AM
پروین جان. رشته خودت چیه ؟ در مورد دوستت هم ایمیل بزن . بله خانوم هم قبول می کنیم. البته فکر کنم بهترین جا در کارخانه ، آزمایشگاه باشه مگه اینکه خودشون قبول کنن در شیفت های 12 ساعته کار کنن به عنوان سر شیفت.
Posted by: فروغ at June 29, 2005 10:16 PM
سلام.من خودم ليسانس بيكارم اما نه در رشته هايي كه گفتيد!!در استان مركزي هستم و هميشه جوياي كار..اي كاش توي شركت شما كاري هم براي من پيدا ميشد!!!در ضمن اگر خانم فوق ليسانس هم استخدام ميكنيد يكي از دوستامو بفرستم خدمتتون؟؟؟
Posted by: parvin at June 29, 2005 7:40 PM
من هم اصلا چه كسي باور مي كند رستم را دوست نداشتم. خيلي خيلي ساده انگارانه بود. هرچه سعي كردم نفهميدم بنياد گلشيري به چه چيز اين كتاب جايزه داده. البته مشكل من بيشتر از اين كتاب با اين جنس كتابهاست. كه يك زن عامي-فرق نمي كند تحصيل كرده باشد يا نه، عامي- به تحليلهاي بسيار خوب و درستي از خودش مي رسد اما در آخر كار يكمرتبه متوجه مي شود كه نه، همان كانون گرم خانواده خيلي چيز خوبي است. انگار كه آن همه تحليل فقط براي سياه كردن صفحه بوده است.
Posted by: باد صبا at June 29, 2005 5:56 PM
با استخدام اون پسر کمک بزرگی کردین...
ابدارچی لیسانس؟! نه!!
Posted by: اروس at June 29, 2005 2:30 PM
طبل حلبی گونتر گراس با ترجمهی حبيبی...اسفار کاتبان رو هم خیلی دوست داشتم از ابوتراب خسروی.
Posted by: امين at June 29, 2005 1:20 PM
کتابهای رومن رولان مثل جان شیفته که اگر نخوانده ایدحتما بخوانید واقعا جالب است آدم فکر می کند این رومن رولان دردرون زنها می رود وآنها راتحلیل می کند واقعا عجیب است ,,
Posted by: مهرو at June 29, 2005 10:59 AM
سلام فروغ عزیز - کتاب کاترین پاندر - از دولت عشق - رو خوندی ؟ فوق العاده است . یه لیست دارم میارم اسماشونو برات می نویسم - بابا ناشر ناسلامتیا
مراقب خودت باش
یلدا- به ما هم سر بزن خوشحال میشیم
Posted by: شب یلدا at June 29, 2005 10:06 AM
salam
kheili vagh bood nemishod barat benevisam ama emrooz telesm shekast .
1- azat motshakeram babat komaki ke be gavantarhaye mihanam mikoni .mersi az einke az mogheyati ke dari dar gahat roshd ham salan va ham naslan man masraf mikoni .kar bad az tahsil behtarin emkani ast ke be yek gavan dade mihavad .baz ham mersi .
2- ketab haye doolat abadi talkh hast ama az ansooye talkhi tamam vagheeat ra mibini man gaye khali solooch ra sal aval rahnamaiee khandam va kheili az chizhayee ra ke dar zendegi roozmare hanooz ham nadidam anga yad gereftam albate assar gadid doolat abadi digar in khasiat kaleidar va gaye khali solooch ra nadarad .simin ham ke banooye ghese iran ast gaye khod darad . ghesehaye parsi poor ra tagrobe kardi ?
3- khoshhalam ke zani mofagh hasti shayad tanhayee dar lahazati azaret bede ke tabiee ast ama inke neshan midi khnoomi tanha vali moafaghi shadam.
nava ahmadi
tehran
Posted by: nava at June 29, 2005 9:52 AM
فروغ جان کتاب هم نام جومپا لاهیری هم برای مطالعه جالب است. زن در ریگ روان کوبه آبه را هم گمان می کنم قبلا نوشته بودی که خوانده ای
Posted by: رکسانا at June 29, 2005 8:26 AM
کتاب آسمان خالی نیست نوشته شیوا ارسطویی.. البته من تازه دیروز شروع کردمش فکر کنم بد نباشه
Posted by: خلوتگزیده at June 29, 2005 7:59 AM
Posted by: g at June 29, 2005 6:30 AM
سلام فروغ جان ، چرا یه کتاب عرفانی بس شگرف از استاد عصیانگرم دکتر علی شریعتی سراغ دارم
اسمش هست هبوط در کویر
Posted by: vahid at June 29, 2005 3:03 AM
چرا یه کتاب خوب سراغ دارم ، کتابی از استاد عصیانگرم دکتر علی شریعتی ، اسمش هبوط در کویر است ، خیلی زیبا و عرفانی است .
Posted by: vahid at June 29, 2005 2:53 AM
forooghakam emrooz kolli behet zang zadam nemidoonam chera nemigereft!!
farda behet zang mizanam dobare.
doostet daram.
Posted by: sorkhaab at June 28, 2005 11:48 PM
میدانی فروغ جان: خوش به حال آن پسره، دست کم لیسانسش به دردش خورد! ما که ول معطلیم و پشیمان
Posted by: آزاده at June 28, 2005 11:34 PM