« چند قدم تا فردایی نامعلوم | Main | عوارض انتخاباتی »
یکشنبه 5 تیر 84 :: June 26, 2005
نان ، مسکن ، آزادی !
عجب سکوتي ..
از اينکه راي ندادم متاسف نيستم . فقط اي کاش شرايطي فراهم نمي شد که مجبور شوم بين بد و بدتر ، بد را انتخاب کنم . دلم نمي خواست از حق رايم بگذرم .. بر اساس اعتقادم رفتار کردم . شايد احمقانه باشد . اما هنوز فکر مي کنم کار درستي کردم .
مرحله اول کورسوي اميدي بود .. فکر کردم مي شود به چيزي اميد داشت ... اما اين بار تمام باورهايم زير سوال رفت .
به هر حال گذشت . نمي شود به مرگ فکر کرد .
دموکراسي يعني همين . که اگر از حق رايت بگذري ، کسان ديگري برايت تصميم مي گيرند . و ناچاري تن بدهي به آن حتي اگر فکر کني هر چهار نفرشان به قدر يک نفر تو عقل ندارند .
من به تقلب فکر نمي کنم . تقلب در حد يک ميليون راي امکان دارد .. اما تفاوت ، نشان دهنده واقعيتي ست که تقلب در آن رنگ مي بازد . مردم نه بزرگ خود را به فاشيسم نگفتند . آن نه مورد انتظار به دروغ و ريا گفته شد و به بي لياقتي جرياني که هر بار روي کار آمد جز منافع خودش به هيچ فکر نکرد . نه بزرگ به ما گفته شد تا بفهميم که چقدر از بطن جامعه فاصله داريم . با نيامدن آقاي رفسنجاني شايدداشته هاي بسياري ازامثال ما از دست برود ، اما مردي که هر روز شرمنده زن و فرزندش به خانه مي رفت ديگر چيزي براي از دست دادن نداشت که نخواهد دلش را به شعارهاي رفاهي آقاي شهردار خوش کند . وعده پنجاه هزار تومان براي او ملموس تر از واگذاري ده ميليون تومان سهام مجاني بود .
اگر آقاي احمدي نژاد بتواند ذره اي به شعارهايش عمل کند ، من از اينکه به رفسنجاني راي ندادم بسيار راضي ام .
فکر هم نمي کنم ماجرا به اين وحشتناکي باشد که در اين يک هفته برايمان تعريف کردند . کساني که به احمدي نژاد راي دادند ، دلواپسي شان از بابت روسري و مانتوي کوتاه و فيلم و موسيقي نبود که مبادا اسلامشان را بباد دهد .. آنها گرسنه اند و خسته .. و فقط از او رفاه مادي مي خواهند . در اين مابين حتما مثل همه دولتهايي که داشته ايم شاهد ظهور افراد نوکيسه و فرصت طلب خواهيم بود .. اما حساب اينها با حساب راي دهندگان جداست .
خيلي ها براي توجيه گذشت از خطاهاي رفسنجاني گفتند اين هشت سال او را عاقل تر کرده است و حتما بهتر از گذشته عمل خواهد کرد .. اگر اينهمه قابليت تغيير در آدمي مثل او مي تواند ظهور کند ، در آدمي مثل مصباح يزدي هم خواهد توانست .
.............................
لينک :
برخيز و مخور غم جهان گذرا !
.......................................
( توضیح : نظرخواهی وبلاگهای ملکوت قبل از پابلیش باید حتما تایید شوند . این سیستم ملکوت است . البته تا به حال هیچ کامنتی را بدون تایید نگذاشتم . فقط اینکه اگر طول می کشد تا نظرتان را درج شده ببینید ، کمی باید صبر کنید تا به خانه بیایم .)
Posted by froogh at June 26, 2005 12:22 AM
نظر
تأسف داشتن يا نداشتن مسئله نيست فروغ جان. حرف اين است كه در هر كاري درسهايي براي آموختن هست. نمي دانم باورهايت چه بود كه زير سؤال رفت. اما بدان كه ما هم از سر علاقه نبود كه رأي داديم. حضور كسي را بر ديگري ترجيح داديم و فكر كرديم مي شود از آخرين سالهاي عمر سياسي كسي كه هرچه از منفعت و مقام بود به دست آورده و حالا آمده تا نام بيابد استفاده كنيم براي قدمهاي بعدي كه آن كور سوي اميد باشد.و حرف ديگر اينكه نمي شود از قشري خواست تا به خاطر قشري ديگر خواسته هايشان را ناديده بگيرند. وقتي اينقدر تفاوت خواسته وجود دارد. ايراد احزاب ما اين بود كه حرفهايي براي تمام اقشار نداشتند و به نخبه گرايي بسنده كردند. در حاليكه جماعت روشنفكران و هنرمندان و نخبگان به ندرت آنقدر وحدت نظر دارند كه از آن رأي بالاي 50% بزايد. درست است كه هرچه بود گذشت اما درسهايش را بايد بي عجله و ذره ذره با خود مرور كنيم و به كشف درسهاي تازه ترش برويم در روزهاي پيش رو. چيزكي نوشته ام از باب تغيير فضا در باد صبا.
Posted by: باد صبا at June 27, 2005 7:18 PM