« قسم حضرت عباس یا دم خروس ؟؟ | Main | مرگ »

چهارشنبه 1 تیر 84 :: June 22, 2005 

تا اطلاع ثانوی ، سکوت ...

از آن دفعات معدودی ست که در زندگی ام  به جز خودم به نسلهای آینده فکر می کنم . به  پاسخی که قرار است در برابر سوالشان بدهم . همان طور که بارها و بارها از پدر و مادرم سوال کردم چرا ؟ چرا به چیزی که نمی شناختید برای فرار از بد پناه بردید ؟ و هیچ جوابی نشنیدم .
تا این لحظه هنوز نمی توانم رای بدهم . واقعا نمی توانم . شناختی که از آقای رفسنجانی دارم بیشترش به برکت همین اصلاح طلبان تندرویی ست که آن روی سکه را نشانم داده اند . بقیه اش مربوط می شود به برداشت شخصی خودم. قسمت اول را که کنار بگذارم ، برای قسمت دوم دلایل مستند دارم . بیشتر بلایایی که امروز دچارشان هستیم زاییده دوران ریاست جمهوری اوست . تورم وحشتناک آن سالها که حالا با اینهمه افزایش قیمت نفت ، بهبود نمی یابد. رانت خواری و فساد اداری که به چشم خودم دیده ام و می بینم . خفقان شدید . فقدان هر چیزی که رنگ و بوی فرهنگی داشت . فشار زیاد بر روی جوانان ، ممنوعیت روابط معمولی دختر و پسر ، دانشگاه ها با آن فضای مسموم ، مدارسی که کودکان دو چهره به جامعه تحویل می داد .. تمام اینها و بسیاری چیزهای دیگر را مرهون آن دوران هستیم که حالا برای ماست مالی اش می گویند به خاطر فضای بعد از جنگ بوده است .
من اینها را کنار هم می چینم و می بینم با هیچ استدلالی نمی توانم به بچه های آینده جوابی بدهم که چرا رای دادم ؟ دوستم می گوید رای می دهد به خاطر خودش چون مهم تر از آیندگان است . اما من به عایدی احتمالی رای ندادنم فکر می کنم که شاید آقای احمدی نژاد طالبان را به ایران بیاورد .  یک مقنعه .. مانتوی بلند .. رنگهای قهوه ای و سیاه و خاکستری .. جمع شدن کتابها و روزنامه ها و سانسور اینترنت . زوج و فرد شدن سینما و جداسازی آسانسور زنان و مردان ...  می دانم کریه المنظر است . می دانم گفته است : چفیه نماد هویت ملی ست . می دانم ۱۴۰۰۰ توالت در تهران ساخته است . می دانم قرار است میادین قبرستان شوند . می دانم ترافیک افتضاح است و می گویند تقصیر اوست . و خیلی چیزهای دیگر . اما تمام اینها دلایلی بی اهمیتند برای اینکه من بروم و به کسی رای بدهم که بدبختی مملکت را در دورانش دیده ام و تمام دنیا از بابت فساد مالی خانواده اش با خبرند . من به بچه های آینده بگویم : به خاطر روسری رنگی و سینمایی که ترسیدم زنانه مردانه شود ، رای به کسی دادم که روشن فکران مملکتم زندانی اش شدند ؟ بگویم ترسیدم کمیته چی ها سر خیابان مرا بگیرند و دیگر طاقت آن حجاب و آن رنگهای تیره را نداشتم ؟ مگر تمام اینهایی که ازشان می ترسم قبل از سال ۷۶ نبود ؟ چه ضمانتی برای عدم تکرارشان با تکرار آقای رفسنجانی هست ؟
می دانید .. من از آقای رفسنجانی که می شناسمش بیش از آقای احمدی نژاد می ترسم .
می گویند اقتصاد مملکت ویران می شود . می گویند آبروی مملکت می رود . می گویند عقب گرد می کنیم . کدام اقتصاد در زمان آقای رفسنجانی آباد شد ؟ طرح هایی که کلنگشان را زد تا اعتبارات میلیونی بانکی اش به جیب آقایان برود ؟ تورمی که نفسمان را گرفت ؟ رشوه هایی که با دست مبارک خودم به جیب افراد مختلف می ریزم ،قرار است حذف شوند ؟ کدام آبرو ؟
من هنوز نمی توانم رای بدهم . شاید ترس از همه ناشناخته هایم وادارم کند بازهم به خودم فکر کنم .. اما امروز از آنچه یک بار دردش را شناخته ام بیشتر می ترسم .

....

نقطه .. ته خط

Posted by froogh at June 22, 2005 11:19 PM

نظر

وقتی من رئيس جمهوری می بينم از جنس خودم ديگر از فقر خود خجالت نمی کشم.

Posted by: سايه at July 20, 2005 3:06 PM

سلام فروغ عزیز
دردهایت را می فهمم و حسی مشترک با شما دارم - منهم امیدوارم هاشمی رای بیاورد تا شهردار فاشیست ولی هنوز قانع به رای دادن نشدم - من به دنبال آفتابم - می ترسم شنبه شب همه جا را فرا بگیرد - من با بی میلی به هوای ابری راضیم - کمی دلهره دارم ....
با بهترین ارزوها - یلدا

Posted by: شب یلدا at June 23, 2005 7:12 PM

فروغ عزیز...
من هم می دانم که هاشمی کارنامه ی درخشانی ندارد... این را همه می دانیم... اما مشکل ما با احمدی نژاد هم مشکل روسری رنگی و غیره نیست، نمی دانم حرف هایش را درباره ی سیاست خارجی، سرمایه گذاری، بورس، اقتصاد و ... شنیده ای یا نه؟ کسی که استراتژی سیاست خارجیش به گفته ی خودش "کل کل کردن" است... تو فکر می کنی اگر احمدی نژاد و همفکرانش قدرت رت به دست بگیرند چه اتفاقی می افتد؟ من هاشمی را دوست ندارم، می دانم که ایده آل ما نیست، همه ی این ها را می دانم، اما لطفا فقط به من بگو اگر نخواهم فاشیستس مثل احمدی نژاد که می خواهد همه ی آدم ها را (مثل همه ی فاشیست های دنیا) قربانی یک سری مفاهیم انتزاعی ایدئولوژیک کند (جای این مفاهیم می توانی بگذاری نژاد برتر، یا پیشوا، یا ولی فقیه یا هر چیز دیگری) به قدرت برسد، اگر نخواهم کسی که قبل از استاندار اردبیل شدن، عضو گردان های رمضان سپاه بوده حالا رییس جمهور شود، اگر نخواهم عوام فریبی و دماگوژی او را تحمل کنم، و در عین حال دخالت ارتش آزادی بخش یانکی ها یا انقلاب خونبن و خشن را هم نخواهم، چه باید بکنم؟ رای ندهم تا احمدی نژاد قدرت بگیرد؟ از تبلیغات وسیعش در شهرستان ها و جنوب شهر خبر داری؟ از روش های عوام فریبش شنیده ای؟ به خدا انتخابات فقط در وبلاگستان برگزار نمی شود، خیلی ها هستند که حرف های احمدی نژاد را باور کرده اند، فکرش را بکن اگر تو و امثال تو رای ندهید، احمدی نژاد به سادگی قدرت را به دست می گیرد... به بعدش فکر کرده ای فروغ جانم؟ من از بعدش می ترسم... ببخش که این قدر نوشتم.. اما این ترس بدجوری به جانم افتاده... فکرهایت را بکن!

Posted by: الهام at June 23, 2005 4:23 PM

هیچ فکر کرده ای عزت الله سحابی که رفسنجانی به زندانش فرستاد، چرا به رفسنجانی رای می دهد؟
هیچ فکر کرده ای که تعداد زیادی از فعالان عرصه هنر و فرهنگ که هیچگاه در انتخابات اظهار نظر نمی کردند و یا تحریمش می کردند چرا به میدان آمده اند که رفسنجانی رای بیاورد؟
فکر می کنی مردم فرانسه عاشق چشم و آبروی شیراک بودند که در مقابل لوپن به او رای دادند؟
از رفسنجانی می توان به دوم خرداد رسید اما از احمدی نژاد به طالبان و افغانستان وعراق راه زیادی نیست.
فرق مردم ایران با مردم فرانسه در این است که فرانسوی ها بین لوپن و شیراک هیچگاه گیج نشدند
فرق بین رشد یافتگی با رشد نیافتگی.

Posted by: YASHAR at June 23, 2005 12:28 PM

سلام
...
چو طفلان تا کی ای زاهد فريبی
به سيب بوستان و شهد و شيرم
....

Posted by: درويش بينوا at June 23, 2005 12:21 PM

بعضي وقتها اينكه فكر مي كنيم همه بديها دلايل كم اهميتي هستند سبب مي شود يك عمر به اضافه عمر آيندگان هزينه دهيم. مثل تمام كساني كه در اين سالها با خوشبيني فكر كرده اند كه كسي كار بدتري نمي تواند بكند و متوسط را نديده گرفته اند و ناگزير به دليل وحدت همه حق باوران به دامان بدي افتاده اند. با يك نگاه به كساني كه از هاشمي حمايت كرده اند مي توان ديد كه بيشتري از كساني هستند كه بسيار بسيار بسيار هزينه داده اند. يا خود يا پدرانشان. مي داني من نمي گويم هاشمي تغييرات عجيبي كرده اما واقعا نمي شود با هشت سال پيش حتي مقايسه اش كرد. او آمده است كه نگاه خوب تاريخ را براي خودش بخرد. او لاجرم متفاوت از آنچه ديده ايم در آخرين دوره عمر سياسيش عمل خواهد كرد. خواهش مي كنم بيشتر فكر كن. اينكه بشود لا اقل جبهه مشاركت را داشت خيلي بهتر از اين است كه اصلا او را نداشته باشيم. مراقب باش لطفا.

Posted by: باد صبا at June 23, 2005 12:11 PM

salam harfhaye shoma ra khandam va lezat bordam az estedlalhayetan rastesh vaghti too site khorshidkhanoom on hame tarafdariye cheshm baste va ebtedaii ro raje be tarafdari az entekhabat didam delam gereft vali ba khandan harfaye shoma bishtar omidvar shodam agar ba amadane khatami ye azadihaye nesbi oomad be nazare man ziyad nabayad mortabetesh kard ba khatami balke in javabe mobarezate manfiye mellat bood va hokoomate jomhooriye eslami chareii joz oon nadash baraye inke betoone be chapidan va kesafat kari edame bede khatami rooz 18tire 1378 be bishtare kesaii ke behesh ray dadan sabet kard kodoom tarafiye va ey kash hamoon 8 sale pish ma be rey shahri ray dade boodim chon baese tasrie soghoote in hokoomate zalem mishod be nazare man barooye kar oomadane ahmadi nejad ye kam movazeneye ghodrat beyne zalema be hammikhore va ina baraye hfze manafeeshoon hesabi be joone ham mioftan va dar kol , kole system zaef mishe chon ahmadinejad chizi baraye az dast dadan nadare va hesabi joloye hashemi vay mise khob bishtar sareto dard nemiyaram merc az webloget

Posted by: sarbaz at June 23, 2005 3:10 AM

http://kadivar.maktoub.ir/archives/2005/Jun/16/398.php
http://mohajerani.maktoub.ir/
frooghe aziz age toonesti va khasti be in matlab lnk bede

Posted by: saba at June 23, 2005 1:29 AM

foroogh jAn

commentat rA dar webloge sAqar khNAdam...
ahmadi nejAd nAshenAkhteh nist ...
ahmadi nejAd namAyandeh ye yek jaryAn ast ...
jaryAni ke to sardamdAranAsh: jannati & mesbAh yazdi & shAhroodi rA khoob mishenAsi ...
yek mohreh ye "masalan" motekhases amA ...

Leilaye Leili

Posted by: Leilaye Leili at June 23, 2005 1:25 AM

فروغک گمانم این سیستم نظرخواهی اشکالی دارد. در کامنت مطلب قبلی ات نوشته ام یکبار زیر نام رضا و یکبار زیر نام لولیتا امده. حال انکه من امیرحسین هستم!

Posted by: امیرحسین at June 23, 2005 1:21 AM

دوست عزیز آنچه تو دردش را نشناخته ای دیگران شناخته اند. کافیست نگاهی به فهرست حامیان رفسنجانی بکنی. حتما خیلی ازینها را می شناسی. بینشان انسانهای شریف کم نیست. از زندان رفته ها و اصلاح طلب ها تا روشنفکران و دانشگاهیان و اهل فکر و قلم.
اینها کسانی هستند که خطر را می بینند و دفع خطر حتی اگر احتمالی باشد شرط عقل است.
فروغ جان اگر از خودت می گذری برای خاطر کسانی رای بده که دوستشان داری. برای رنج کودکانی که در تحریم های جهانی از نبود دارو و غذا خواهند مرد. برای ایرانی که زیر بمبها ویران خواهد شد. برای انکه رنجهایی که من و تو تا عمق جانمان حس کردیم برای فرزندانمان تکرار نشود. برای انکه کارخانه ات تعطیل نشود و کارگرانت اواره نشوند.
نمی گویم اگر رای بدهیم ایران بهشت می شود اما می دانیم که اگر ندهیم جهنم خواهد شد.

Posted by: امیرحسین at June 23, 2005 1:07 AM

man ham baa to ham aghideh-am Foroogh jaan!
Haashemi sar-e mellat raa baa panbeh miborad, va digaraan baa chaaghoo... che farghi daarad, aakharesh sar-e mellat borideh ast...
baa eraadat,
--Sooski

Posted by: sooski at June 22, 2005 11:33 PM

نظر بدهيد





اطلاعات شما حفظ شود؟