« کمی وایتکس لازم دارم ! | Main | از ماست که بر ماست.. »

چهارشنبه 25 خرداد 84 :: June 15, 2005 

نظر

سلام . . .
سياست سخته منو خسته مي‌كنه
من برگ بازنده‌ام نه برگ راي (و حتي نه برگ چغندر !)

Posted by: رضا at June 18, 2005 3:07 PM

من به معین رای می دهم. نه به کارهایی که انجام خواهد داد که به حرفهایی که میزند.

Posted by: آرش at June 17, 2005 10:36 AM

ما ۹ و ۱۰ تیرماه به قلعه جمهور می‌رویم و به بابک خرمدین رای میدهیم و بر فراز بذ سرود آزادگی و دموکراسی‌خواهی می‌خوانیم و حقوق قومی و ملی خويش را می‌خواهیم و فريادمان را به گوش جهانيان می‌رسانيم

Posted by: FatehYarar at June 17, 2005 3:47 AM

من رای می دهم.من به معین + چالش و پرداخت هزینه رای می دهم.

Posted by: صاحب فراموش خانه at June 16, 2005 9:51 PM

درود

مطلبت خوب بود . چندتاشونو دیدم و خوندم . منم امید دارم که آنچه که میخواهید بهش برسید .

Posted by: پوتين at June 16, 2005 8:36 PM

ای ول :*

Posted by: مریم at June 16, 2005 5:42 PM

در انتخابات شرکت مي کنم و به معين راي مي دهم زيرا:
1)به دگماتيسم اعتقادي ندارم و از شعار دادن بيزارم.علاقمندم در بازي شرکت داشته باشم و هرچند اندک،اما در جهت نظر خود در آن تاثيرگذار باشم.وگرنه هيچکس به ياد من نخواهد بود و ديگران نظرِ خود را بر من تحميل خواهند کرد.
2)تحريم را به علل مختلف از جمله عدم اقبال مردمي و در اقليت بودن روشنفکران ، ارائه نشدن راهکار براي شرايط بعد از تحريم،خطر بروز هرج و مرجِِ کور، ايجاد زمينه براي دخالت خارجي در ايران و منفعلانه بودن آن(در توضيح بايد گفت که تحريم از موضع قدرت و در شرايطي که شما مي توانيد با اين تاکتيک، امتياز بگيريد، با تحريم از سرِ آرمانگرايي احساساتي،لجبازي و بي تصميمي سياسي کاملا متفاوت است) در شرايطِ حاضر موثرو معقول نمي دانم.جامعه ما هنوز آمادگي بسياري از آرمانهاي ما را ندارد و فقط با آموزش و بحث و گفتگو است که مي توانيم آرمانهاي خود را به گفتمان غالب جامعه تبديل کنيم و از «اقليت» به «اکثريت» تبديل شويم.بسياري از دغدغه هاي مردم معيشتي است که با دُلار هاي نفتي قابل حل است و در آنصورت بسياري از مردم ديگر سراغي از ما نخواهند گرفت.تنها راه آن است که وزنِِ سياسي خود را در جهت اهدافِ خود اعمال کنيم به اين ترتيب که فضاي موجود براي آموزش و بحث و گفتگو را تداوم بخشيم،چيزي که با روي کار آمدنِ اقتدار گرايان با مشکلاتِ جدي مواجه خواهد شد و شرايطِ سالهاي اوليه انقلاب تکرار خواهد شد و آرمانهاي دموکراسي و حقوق بشر بارِ ديگر به محاق خواهد رفت- هرچند اين بار(با وجود رسانه هايي مثل اينترنت و ماهواره)بسيار مشکلتر است- اما به هر حال نبايد مشکلِ مقابله با يک قوه مجريه اقتدارگرا را، به مشکلات موجود اضافه کنيم.
3) حاميان معين،به ويژه بعد از تشکيلِ جبهه دموکراسي و حقوق بشر به مفاهيمِ مهم دموکراسي و حقوق و آزادي هاي اساسي اعلام تعهد کرده اند و راي به معين ،راي به همين آرمانها و مفاهيم ست.مهم اين است که حمايت خود از اين مفاهيم را اعلام بداريم و وزنِ اجتماعيِ خواستارانِِ اين مفاهيم را به رخ بکشيم.اين بار، ديگر مثلِ دومِ خرداد، بحث احساسات و کاريزما و قيافه و ... مطرح نيست.حرفهاي شفافي مطرح شده و همه راي دهندگان معين، به طورِ خالص، دل در گرو اين آرمانها دارند.آن بخش ديگر از دل دادگان به دموکراسي و حقوق بشر که تحريم را راهکار مناسب دانسته اند، متاسفانه کميتشان نا معلوم و تا حدودي کم تاثير مي ماند.مواضع معين بسيار پيشرو تر از خاتمي است و مگر نه اين که او هرچه که خاتمي نگفت ، در بيانيه ورود به انتخابات و سخنراني ها و ...گفته است؟بنا بر اين در حال حاضر مطالبات طبقه متوسط شهري از زبان معين بيان مي شود و طبيعي است که اين طبقه به او راي بدهد. راي ندادن به معين با وجود اعتقاد به اين آرمانها(يعني اقدامي کهِ دوستانِ تحريمي قصدِ آن را دارند) در بسياري از تحليل ها به معناي پايگاه نداشتنِ اين مفاهيم در جامعه عنوان خواهد شد.
4)به جِد اعتقاد دارم که در حالِ حاضر، بسيار جلوتر از آنچه در سال 76(انتهاي دوره رياست جمهوري هاشمي رفسنجاني) بوديم قرار گرفته ايم. درست است که ما، ملتِِ بازگشت به نقطه صفر هستيم ...اما من اين بار نمي خواهم باز هم به عقب برگردم.حفظِ دست آورد هايي که با تلاش و خون جگر به دست آمده در حال حاضر از هر چيزي واجب تر است.
5) براي اولين بار بعد از انقلاب، فردي مانند معين به صحنه آمده که نه به فرديتِ خود، بلکه به تيمي از مشاوران و فعالانِ حزبي متکي است و جمعي تصميم مي گيرد.معتقدم که اين فرصت تاريخي را نبايد از دست داد.
6)به نظرم راي دادن به معين با تشکيل يک جنبش مدني خارج از حاکميت که تنها و تنها هدفش نيل به دموکراسي و تضمين حقوق و آزادي هاي اساسي باشد،تناقض ندارد.به هر حال قشر اعظم راي دهندگان به معين، بيرون از قدرت هستند و تنها به اين دليل به او راي مي دهند که «صداي خواسته هاي آنان» است.با او عهدِ اخوّت هم نبسته اند-نبسته ايم.اولويتِ ما،آزادي و دمکراسي،البته بدون پرداخت هزينه هاي غير عقلاني، است.جبهه فراگير دمکراسي و حقوق بشر-که علاوه بر اعضاي فعلي بايد همه معتقدان به اين دو مفهوم(به همان صورتي که در ميثاق هاي جها ني تصريح شده و نه با تعبير هاي مثلا بومي و پسوند هاي ناقض اصلِ غرض) را در بگيرد، بايد فارغ از تعهدات و محافظه کاري هاي دولتيان، اهداف خود را با همه ابزار ها_بويژه نافرماني مدني_ پيگيري کند و در اين راه، اتحاد همه دمکراسي خواهان و باور مندان به حقوق و آزادي هاي اساسي بشر، ضرورتي تاريخي دارد. من به عنوان کسي که به معين راي مي دهم هرگز نينديشيده ام که او قرار است براي من کاري بکند و حقي را به من تفويض کند بلکه در راه طلبِ حقوقِ خود، بهتر دانسته ام که رييس جمهوري اصلاح طلب در ايران بر سر کار باشد. همه مي دانيم که رژيم موجود با ساختار هاي فعلي امکان اصلاح ندارد و لازم است که ساختار ها ،به ويژه قانون اساسي با اصول دمکراتيک و حقوق بشر کاملا منطبق شود و هر کس يا نهادي که در اين راه ايستادگي مي کند بايد کنار برود. مهم اين نيست که معين چه کار مي تواند بکند...مهم اين است که ما در فضاي مساعد تري که در صورت انتخاب معين وجود خواهد داشت چه مي توانيم براي خودمان بکنيم. من به سهم خود شرکت در انتخابات و راي دادن به معين را يک تاکتيک براي فراهم کردن فضايي مساعد تر براي تحققِ استراتژي نافرماني هاي مدني و اعتراضات مردمي، براي تحول ساختار ها و کنار زدن نهاد هايي که در برابر تحقق دموکراسي و تامين حقوق و آزادي هاي اساسي ايستاده اند، مي دانم.از ياد مبر،که مي خواهيم خود به اهدافمان دست يابيم و هيچ گربه اي مثلا آمريکا محض رضاي خدا موش نخواهد گرفت(به علاوه اينکه چنين موش گرفتن هايي حتما و حتما با خونريزي و تخريب ساختار هاي کشور همراه خواهد بود).براي تحقق چنين هدفي ، رياست جمهوري و دولت اصلاح طلب را مي توان به عنوان سنگري در قلب دشمن در نظر گرفت( و اين ماييم که بايد چنين استفاده اي از آن بکنيم) هيچ عاقلي سنگري در قلب دشمن را وا نمي نهد و به نقطه صفر باز نمي گردد....

Posted by: سعید at June 16, 2005 4:00 AM

frooghe aziz che joori mishe be moeen ray dad vaghti natavanihaye oono tooye 18 tir hanuz az khater nabordim?

Posted by: sahar at June 16, 2005 1:46 AM

به خدا هم رای نمیدهم
نه جمهوری را قبول دارم نه اسلامی را
اصلا جمهوری مال آدمهاست اما در این مملکت که آدم نیست
این نظام بعد از قریب سی سال حکومت هنوز نتوانسته به مردم یاد بدهد که صف یعنی چه .چراغ قرمز یعنی چه .حقوق انسان یعنی چه
حالا رای بدم به کی ؟ به چی؟
رای بدم که فردا باد به غبغب بندازندو بگویند که مردم هنوز هم خواهان جمهوری اسلامی هستند
نه .من رای نمی دهم
اگر شما هم رای ندهید میفهمند کم کم زیر پایشان لیز است آنوقت هر خری که ان بالا باشد مجبور است به خواست ملت دست به اصلاحات بزند
من 50 سال دیگر زنده نیستم که توسعه سیاسی را ببینم انقدر هم سواد ندارم که معنی اش را بفهمم
من میخواهم زندگی کنم
نفس بکشم
حرف بزنم
بیمه داشته باشم
امنیت شغلی داشته باشم
من غرورم را می خواهم
غروری که با حقوق ماهی شصت هزار تومانی در ازا 200 ساعت کار در ماه له شده ،گه مال شده
اما معین اینها را به من نمیدهد
معین از ارایه خدمات حرف نمیزند
معین ادم را می پیچاند ،حرف قلمبه میزند که من نمیفهمم .
معین از حقوق یک شهروند دفاع نمیکند
می خواهم که صد سال سیاه تمدنها با هم گفتگو نکنند
وقتی من حسرت یک نفس عقیق و سرشار از دلخوشی را باید به گور ببرم ،میخواهم که معین صد سال سیاه روی دموکراسی و توسعه را نبیند
من رای نمیدهم

Posted by: afarinesh at June 16, 2005 1:37 AM

به نظر من معین آن قاطعیت لازم راندارد

Posted by: Anonymous at June 16, 2005 1:25 AM

فروغ جان سلام ... دیدم که به این نوشته های انتخاباتی توجه می کنی ... باز هم بعد از مدتها کناره گیری از دنیای خارج ... و همینطور رو بجث های رد و بدل شونده در وبلاگستان - از انجا که انتخابات فکر مرا هم مشغول می کند - گفتم بیایم نظری بنویسم اینجا (همین را می روم به اشپز باشی جان هم می گویم :)))

می دانی ... اگر بدانم "رای ندادن" من، کوچکترين کمکی به بازگشت رفسنجانی می کند ... برای من کافی است تا رای بدهم. من شاید نصف دوران خاتمی را بیرون از کشور بوده ام ... اما تمام دوران رفسنجانی را در ان کشور گذرانده ام . انها که تفاوتی بین ایندو دوره قائل نیستند ... یا نمی دانند .... یا نمی خواهند بدانند.

فرض کنیم می خواهند نظمی نو ایجاد کنند ... نظارت استصوابی را کله پا کنند یا قوه ی قضاییه را با خبرگان را ... کی هست که فکر می کند که در زمان رفسنجانی این کار ساده تر است ... تابستان ۱۳۶۷ فراموششان شده ... که روز ملاقات از خانواده ی یک زندانی پول تیر می گرفتند و نشانی جنازه اش را در ناکجا آباد می دادند ...هر کاری می خواهیم بکنید در زمان معین بکند که ساده تر است :) ... حتی شعار دادن ;) ..../ح

رفسنجانی در باب احکام اسلامی هوادار مدرنیزاسیون است ... می اید و چند تا کار نمایشی در رابطه با حقوق زنان و حجاب می کند و در را هم به سوی گلوبالیزیشن باز می کند و نظر خارج را هم به سمت خودش برمیگرداند ... و ... همه را قلع و قمع می کند ... و ....
و آنوقت با کدام میزانی کشور در راه دمکراسی جلو می افتد ؟؟
چپ روی چپ ها با راست روی راست ها یکجا می رود: تفکر حجتیه ای. تلاش برای تحریب بیشتر جامعه ... اما به هزینه ی کی؟ ... نه جانم من به معین رای می دهم :)

اصلا یکی بگوید تو برو رایت را بده ... به دیگران چکار داری :)

لیلای لیلی

Posted by: Leilaye Leili at June 16, 2005 12:56 AM

نظر بدهيد





اطلاعات شما حفظ شود؟