« لينک | Main | تعظیم در برابر یک بند انگشت »

جمعه 13 خرداد 84 :: June 3, 2005 

بی غیرتی

امروز را به ريلکسيشن گذراندم .. يک صبحانه دلچسب .. ميوه به حد کافي .. شيريني خامه اي گاندي .. از همه مهم تر : ميرزا قاسمي با سير فراوان و يک عدد پياز خام درشت و آبدار !! زدم به در بي خيالي و فاتحه اي بر هر چه بوي بد سير و پياز بود ، خواندم . آشپزي به مقدار زياد .. قورمه سبزي و دلمه . کمپوت زرد آلو و ژله . به گمانم عقده اي شده بودم بس که در اين مدت غذاي حاضري و آشغال به خورد خودم داده بودم .
بيش از همه اينها ، آنچه چسبيد زن بودن بود . به فطرتم رو آوردم . موبايل خاموش . کار تعطيل . پرسنل دفتر را هم فراموش کردم . امروز سرکار بودند ! در عوض خوابيدم .. کتاب خواندم و تلوزيون تماشا کردم . حتي کارت انيترنت هم نخريدم تا زمان اينجا نشستنم محدود باشد .
خوش گذشت اساسي !
فردا هم به همين طريق خواهد گذشت . ظهر را مهمان يک دايي خواهم بود و شب را مهمان دايي ديگر . کمي خيابان گردي هم به منوي روز اضافه مي کنم .
خجالت آور است ! در اين روزها که هر چه مي بينم و مي خوانم درباره انتخابات است ، من فقط به رژيم غذايي سالم فکر مي کنم و پاک کردن تنش روزهاي گذشته از روحم .
نمي دانم چرا بي حس شده ام . از همه اين نامزدهاي انتخاباتي بدم مي آيد . از معين نه . ولي فکر مي کنم گناه دارد مثل خاتمي لجن مال شود . ديدن قيافه بقيه هم کافي ست که همين طور بي حس بمانم .
راستي مي دانيد آقاي احمدي نژاد قبلا چکاره بوده ؟؟

Posted by froogh at June 3, 2005 10:11 PM

دنبالک‌ها

TrackBack URL for this entry:
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/1885

نظر

قاتل مستقيم دكتر سامي و فروهرها .
اين كه ديگي پرسيدن نداره . همه ميدونن اين روزها !

Posted by: مرجان at June 6, 2005 9:29 AM

سلام، انشا... بعد انتخابات حتما. من همیشه مخلص ملکوتیان بوده و هستم. داریوش عزیز این را می‌داند.

Posted by: يك بلاگر at June 5, 2005 5:57 PM

ممنون از نشانی حسین درخشان.
شاداب زی

Posted by: binesh at June 5, 2005 11:15 AM

قبلا نميدونم احمىدي نزاد ديكاره بوده ولي الان دارم ميبينم كه داره شهرداري رو غارت ميكنه اونو به ويرانه تبديل ميكنه با اوردن يه مشت مثلا حزب اللهي بيسواد مفت خور و ذيمانكارهاي كه ميخان جيبشونو ذر كنن

Posted by: محسن at June 5, 2005 12:57 AM

دوست ندارم برای هر چیزی از نوشته هایم توضیح بدهم . اما بازهم برای جلوگیری از سوء تفاهم می نویسم .. تیتر نوشته ام مربوط به غیرت شدنم در مورد انتخابات بود و کمی هم ربط داشت به شغل آقای احمدی نژاد . چرا هر چیزی را بد برداشت می کنید ؟

Posted by: فروغ at June 5, 2005 12:21 AM

سلام : اين طور که امروز شنيدم اگه راست باشه مثل اين که از همکارهای برادر بزرگوار ، سعيد امامی بوده . ضمنا من هم معتقدم اسم خوبی برای اين پست انتخاب نکردی .

Posted by: شباويز at June 4, 2005 8:56 PM

سلام : اگه خبری که همين امروز شنيدم راست باشه مثل اين که از همکااری برادر سعيد امامی در خارج بوده است . موفق باشی : شباويز

Posted by: shbaaviz at June 4, 2005 8:54 PM

اين انتخابات خوبيش اين است كه هر كسي هرجور كه خودش فكر مي كند عمل كند. ياد حرفهاي حاج آقاي ستاد مشاركت در سال 78 كه مي افتم حس خوبي ندارم. مي گفت: شما ليستي راي بديد حتي به كروبي و محتشمي. اما اينبار من براي دو دليل خيلي مهم شخصي راي مي دهم. اصلا هم خجالت نمي كشم. اصلا هم فكر نمي كنم كه دارم كاري خلاف مي كنم. شما هم هرجور راحتي فروغ جان. چهارشنبه باد صبا تازه شد. مي داني كه سر بزني خوشحال مي شوم.

Posted by: باد صبا at June 4, 2005 5:58 PM

فروغ فروغ فروغ غ غ غ غ غ غ
به سوتیتر نوشته ات نگاه کن و به نوشته ات!!!!!دختر منظورت چه بود ؟؟؟؟!!!!" آنچه چسبيد زن بودن بود به فطرتم رو آوردم . موبايل خاموش . کار تعطيل" یکباره این را هم اضافه می کردی مخ تعطیل مطمئنم دل خیلی ها شاد می شد .
این حال برای همه هست زن و مرد ندارد
همین الآن یکی از جنس دیگر کنار صندلی من چنان آرمیده که انگار نه انگار تا 2 بعد از ظهر خوابیده بوده مراقب باش آنچه در روزهای قبل بودی چیزی جز زن بودن و فطرت نیست به خدا به پیر به پیغمبر به ابالفضل راست میگم.
مراقب باش در نوشتن حتی اگر از سر دل باشد توهین به کسی نباشد این نوشته ات که توهین به نیمی از جامعه بود.
نمی خواهم حال خوبت را بگیرم اما ...
بگذریم شاد باش و خوش و زن بودنت را فراموش نکن این گونه که در این نوشته ات فراموشش کرده ای

Posted by: میترا at June 4, 2005 5:39 PM

در میان این جاروجنجال ها و توی سر و کله هم زدن های دروغی هیچ کاری بهتر ازخوردن یک میرزا قاسمی دبش نیست والبته خواب هم. دمت گرم فروغ جان! احساس گناه را هم بگذار برای همان هایی که برای رسیدن به قدرت دارند خودشان را می کشند.

Posted by: lolita at June 4, 2005 11:19 AM

سلام جالب بود من از وبلاگ دوستم ريويو با وبلاگ شما آشنا شدم اگه دوست داشتي سري به ما بزن خوشحال مي شيم

Posted by: ناكو at June 4, 2005 10:23 AM

az shakhsiatet kheily khosham miad.omidvaram az taktake lahazate zendegit lezzat bebari !!!

Posted by: bahar at June 4, 2005 9:27 AM

hameye rozhayat relaxsation var bashad aziz jan :)

Posted by: bonbast at June 4, 2005 8:21 AM

استاد دانشگاه!!

Posted by: علي at June 4, 2005 2:32 AM

چه كاره بوده؟!!!

Posted by: ساچلي at June 4, 2005 12:11 AM

خوب حالي داشتي امروز . بهترين حال ممكن . فردا هم لذت ببر .

Posted by: ساحل افتاده at June 3, 2005 10:47 PM

ای بابا گرسنم شد . نمیشد انقدر رنگی نگید حالا شاید یکی گیرش نیاد :)

Posted by: Arezou at June 3, 2005 10:38 PM

نظر بدهيد





اطلاعات شما حفظ شود؟