« آقای حسابدار | Main | زندگی ... »

سه شنبه 27 اردیبهشت 84 :: May 17, 2005 

اکنون

چقدر عوض شده ام .. دو سال قبل هفته ای نبود که سینما یا تئاتر یا یک کنسرت را در برنامه ام نگنجانم .. حالا مدتهاست که به هیچ کدام سری نزده ام . شاید به خاطر خستگی کار باشد .. شاید برنامه ریزی مرتبی ندارم .. شاید دیگر به خودم اهمیت نمی دهم .. و شاید هم پایی نیست ..
آن وقتها هر زمان خسته و کسل بودم به تئاتر شهر پناه می بردم .. تنها یا با دوست .. حالا طبق عادت ، برنامه همه را می خوانم بی آنکه از ذهنم بگذرد غروب را در جایی جز خانه بگذرانم ..
کلاسهای بیهوده .. نه بیهوده .. که بی تفریح .. زبانی که سالهاست عین معتادها آویزانش شده ام .. ورزشی که برای فرار از پیری و افسردگی سراغش می روم .. لذت ؟ گمان نکنم از هیچ کدام به قدر ساعتی در تالار وحدت ، لذت ببرم ..
تنها دارایی شخصی ماندگارم ، کتاب خوانی شبانه است .. با همان لذت عمیق که از کودکی می بردم ..
دیشب فکر می کردم تا دو سال قبل ، آخر هفته را به دیدار یک دوست یا فامیل سپری می کردم .. و حالا ماه تا ماه می گذرد بی آنکه یادی از کسی بکنم ..
در لاک خودم فرو رفته ام . هیچ کس مقصر نیست .. نه بار کاری ام زیادتر از قبل است و نه آنقدر وابسته هم پا بوده ام که با نبودنش ، تنها به جایی سر نزنم ..
فقط اینکه ناباورانه تن به پذیرش تنهایی ام داده ام .. تا دو سال قبل فردایی که فکرش را می کردم با امروزی که در آن می زیستم ، متفاوت بود .. امروز دیگر می دانم اکنون مثل دیروز و فردا خواهد بود .

Posted by froogh at May 17, 2005 10:13 PM

دنبالک‌ها

TrackBack URL for this entry:
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/1875

نظر

salam
az ashenaee ba shoma va khandan matalebe jalebetan khoshhal shodam
ye sar be man bezanid khoshhal mishavam

Posted by: Anonymous at May 19, 2005 7:34 PM

فقط نوشته‌های وبلاگت فرق می‌کنند؛ انگار زیر یخ قلبی بتپد.

Posted by: محمود at May 18, 2005 9:53 PM

نظر بدهيد





اطلاعات شما حفظ شود؟