« سوال | صفحه‌ی اصلی | شب »

؟


پدر: عاشقش بودي؟
دختر:عاشق؟ نمي‌دونم... شخصيت خودم رو وقتي با اون بودم دوست داشتم.. هيچ وقت اون‌جوري زندگي نكرده بودم.

Posted by فروغ on April 22, 2009 11:05 PM | Permalink

مطالب مرتبط

* 

* legend of the fall

* به‌قول آیدا و برعکس‌آقا !! و برعکس :)

* شب

* ...

* فقط من مانده‌ام . و بس.

* براي من رنگ بياور ... و يك سوداي بي‌پايان

* من هيچ .. من نگاه

* مي‌خواهم خيال كنم.. كه در خيالت مانده ام.. .

* زمستان است...

* شاهزاده قصه‌هاي كودكي‌ام

* ياد

* خشم فروخورده من

* من عاشق سپید بودم.. تو چرا سپید نبودی؟

* بنويسم يا ننويسم؟

* من هنوز دوستشان دارم

* شبی از همین شبهای من

* زرورق را دور می اندازم.

*  خط های تو مرا خسته کرد

* مرا ببر به دیار فراموشی

جست‌وجو


لينک‌ها


Powered by MT Blogroll