« این دو نفر | صفحه‌ی اصلی | گیتار و خیاطی و چرخشی به دور خود :) »

It was my dreams you took..

شاید یکی از بزرگترین ظلم‌هایی که به کسی می‌کنیم، اینه که تمام رویاهاشو ازش بگیریم.
شاید بزرگترین ظلمی که به خودمون می‌کنیم، این که دیگه رویاپردازی نکنیم.

مطالب مرتبط



legend of the fall

به‌قول آیدا و برعکس‌آقا !! و برعکس :)

شب

...

فقط من مانده‌ام . و بس.

براي من رنگ بياور ... و يك سوداي بي‌پايان

من هيچ .. من نگاه

مي‌خواهم خيال كنم.. كه در خيالت مانده ام.. .

زمستان است...

شاهزاده قصه‌هاي كودكي‌ام

ياد

خشم فروخورده من

من عاشق سپید بودم.. تو چرا سپید نبودی؟

بنويسم يا ننويسم؟

من هنوز دوستشان دارم

شبی از همین شبهای من

زرورق را دور می اندازم.

خط های تو مرا خسته کرد

مرا ببر به دیار فراموشی

نظرها

I totally agree with this post of your! :)

بعضی موقعها ظلم لازم،وقتی که دست عسلی تو رو گاز می گیرند

Foroogh jan, you might like a quote from the movie "memoirs of a geisha" saying: "The heart dies a slow death, shedding each hope like leaves. Until one day there are none. " I hope yours never dies.

بله وشاید بزرگترین لطف

واقعا ميشه روياپردازي نكرد ؟

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)

لينک‌ها