« این دو نفر | صفحهی اصلی | گیتار و خیاطی و چرخشی به دور خود :) »
*
* legend of the fall
* بهقول آیدا و برعکسآقا !! و برعکس :)
* شب
* ...
* فقط من ماندهام . و بس.
* براي من رنگ بياور ... و يك سوداي بيپايان
* من هيچ .. من نگاه
* ميخواهم خيال كنم.. كه در خيالت مانده ام.. .
* زمستان است...
* شاهزاده قصههاي كودكيام
* ياد
* خشم فروخورده من
* من عاشق سپید بودم.. تو چرا سپید نبودی؟
* بنويسم يا ننويسم؟
* من هنوز دوستشان دارم
* شبی از همین شبهای من
* زرورق را دور می اندازم.
* خط های تو مرا خسته کرد
* مرا ببر به دیار فراموشی
نظرها
I totally agree with this post of your! :)
Posted by: sooski | June 3, 2007 6:25 AM
بعضی موقعها ظلم لازم،وقتی که دست عسلی تو رو گاز می گیرند
Posted by: shoupe | June 2, 2007 7:52 PM
Foroogh jan, you might like a quote from the movie "memoirs of a geisha" saying: "The heart dies a slow death, shedding each hope like leaves. Until one day there are none. " I hope yours never dies.
Posted by: Somayeh | June 2, 2007 7:14 PM
بله وشاید بزرگترین لطف
Posted by: سارا | June 2, 2007 6:05 PM
واقعا ميشه روياپردازي نكرد ؟
Posted by: شوكين | June 2, 2007 3:46 PM