عجب روزهای خوبیست. باید از این همه اتفاق بیبدیل و تکرار نشدنی نوشت...
-من (ما) توانستیم یک همکار را از رای بهآقای الف نون برسانیم به رای ندادن، بعد رای دادن به رضایی و حالا امیدواریم تا آخر وقت امروز سبزش کنیم.
-از آنجا که سروکار ما با یک واسطه خیلی ظریف با روستاییان است، من طی هر تماس تلفنی که برای کار با شهرستانها-مخصوصا شهرستانهای کوچک- میگیرم، اوضاع را پرسوجو میکنم. آنقدرها هم که فکر میکنیم روستاها الف-نونی نیستند.مخصوصا بعد از دو مناظره آخر.
- خانواده خاله مشهدی من که -در کمال شرمندگی- بهشدت الف-نونی بودند، سبز شدهاند!
-برخلاف انتخابات قبل که تحصیلدارهای ما الف-نونی بودند و برق خوشنودی تیزی در نگاهشان و پوزخندشان، روز برندهشدن دیدهمیشد، امسال یک تحصیلدار فرهیخته سبز داریم. :) تا آنجا که خبر دارم یکی از آن دو نفرهم، امسال به موسوی رای میدهد.
-برای اولین بار است که مدیرساختمان ما شناسنامه سفیدش را مهردار خواهدکرد.
-برای اولین بار است که برادر من بههمچنین.
-خواهرم کارت ملی ندارد-مجددن با کمال شرمندگی. بدون کارت ملی نمیشود رای داد؟
-نتیجه نظرسنجی ها را دارید؟